صفحه اصلى

تأليفات

سياست و حكومت

فهرست كتاب

 

 عفو و بخشش :

 هشتم: لازم است عمل آقايان در دادگاهها اسلامى باشد، نه آن طور كه اسلام را دين قساوت و آدمكشى و مثله كردن (بريدن گوش و بينى و دست و چشم در آوردن و غيره) متهم كنند، زيرا جمله اى از آنها در شريعت اسلام حرام مؤكد است و پيغمبر اسلام(ص) فرمودند: (لا تمثلوا و لو بالكلب العقور)، از بريدن گوش و بينى و غيره حتى نسبت به سگ هار موذى خوددارى كنيد.

 و اگرچه بعضى از آنها در اسلام جايز است اما سيره رسول الله (ص) و اميرالمؤمنين(ع) بر عفو و گذشت بوده است.

 چنانچه خداوند متعال خطاب به پيامبر اسلام چنين مى فرمايد:

 (خذ العفو و أمر بالعرف و اعرض عن الجاهلين).

 اى رسول ما با مردم طريق عفو و بخشش را پيش گير و به نيكوكارى امر كن و از جاهلان و نادانها چشم پوشى كن(سوره اعراف: آيه199).

 و اگرچه تفسيرات متعددى پيرامون اين آيه نموده اند اما گذشت و بخششهاى پيغمبر(ص) و حضرت اميرالمؤمنين(ع) خود از مصاديق بارز اين آيه شريفه مى باشد.

 و تاريخ خود شاهد اين مدعى است.

 چنانكه پيامبر كسى را كه بر عليه ايشان تجسس مى كرد بنام (حاطب بن ابى بلتعه) عفو نمودند، و نيز كسى كه دخترشان را كشت بنام (هبار) او را هم عفو نمودند.

 و كسيكه عمويشان حضرت حمزه را شهيد كرد بنام (وحشى) او را هم عفو كردند.

 و حتى كسيكه خود پيغمبر را به سبب زهر شهيد كرد كه زنى يهوديه بود و گوشتى را به زهر آغشته نموده بود، پيغمبر پس از تناول بلافاصله گوشت را از دهان مبارك خويش بيرون آوردند اما زهر به بدن مباركشان تأثير كرد و همان زهر سبب بيمارى آن حضرت گرديد.

 پيامبر آن زن يهوديه را طلبيدند و فرمودند: چرا مرا زهر دادى، زن گفت: من فكر كردم اگر تو پيغمبر هستى زهر در تو تأثير نمى كند و اگر پادشاهى كشته خواهى شد و مردم يهود و مشركين از دين تو راحت مى شوند و لذا چنين كردم، پيامبر با اين حال او را عفو نمودند و پس از مدتى شهيد از دنيا رحلت نمودند.

 زيرا در روايت است (مامنا الا مقتول أو مسموم) پس مسلمان واقعى كسى است كه همانند پيامبر، كه اسلام را دينى ممزوج با رأفت و مهربانى و گذشت معرفى نمودند عمل كند، نه آن گونه عمل كند كه اسلام را دين شمشير و انتقام و آدمكشى بخوانند.

 و چنانچه در نماز و غير نماز مى خوانيم (بسم الله الرحمن الرحيم) و در آيه ديگراست:

 (فبما رحمة من الله لنت لهم ولو كنت فظا غليظ القلب لا نفضوا من حولك فاعف عنهم واستغفر لهم و شاورهم فى الامر فاذا عزمت فتوكل على الله ان الله يحب المتوكلين)(سوره آل عمران: آيه159).

 مرحمت و فضل خداوند تو را با خلق مهربان و خوشخو گردانيد و اگر سخت دل و تندخو بودى مردم از گرد تو متفرق مى شدند پس اگر به نادانى به تو بد كردند از آنها درگذر و از خدا براى آنها طلب آمرزش كن، و در كارها با ايشان مشورت كن، و هنگامى كه تصميم بر كارى گرفتى پس با توكل به خدا آنرا انجام ده كه خداوند آنان را كه به او توكل نموده اند دوست مى دارد.

 پروردگار متعال در اين آيه شريفه صفات پيغمبر را بيان فرموده از آن جمله پيامبر را شخصى نرم خو وليّن مى داند و قلب مباركش را رقيق توصيف مى كند و به دور از هرگونه خشونت و قساوت و پس از امر به استغفار و عفو در مورد نادانها او را به مشورت با مسلمين دعوت مى كند، و توكل بر ذاتش را به آن حضرت تذكر مى دهد، زيرا كه عمل انسان به اين امور سبب مى گردد در تمام شئون زندگى و اعمال و كردار خويش پيشروى نموده و به منتهى درجه از هدف خويش دست يابد.

 و در آيه بعد نيز پروردگار متعال مى فرمايد:

 (ان ينصركم الله فلا غالب لكم و ان يخذلكم فمن ذا الذى ينصركم من بعده و على الله فليتوكل المؤمنون)(سوره آل عمران: آيه160).

 اگر خدا شما را يارى كند كسى بر شما غالب نگردد و اگر شما را خوار و ذليل گرداند چه كسى مى تواند پس از آن شما را يارى كند؟

 و تنها اعتماد و توكل اهل ايمان بر قدرت و رحمت خدا است.

 و لذا هرگز نبايد انسان در حدود و تعزيرات و زندان و گرفتن ماليات و عقوبات و غيره از شرع اسلام خارج گردد و بايد كما امر الله تعالى با مردم رفتار كرده دين خدا را يارى نمود تا خداوند متعال هم به آنچه وعده داده است كه نصر و پيروزى بر خصم مى باشد را عمل نمايد، إن تنصروا الله ينصركم و يثبت اقدامكم(سوره محمد: آيه7).

 و لازم است آقايان مسئولين دادگاهها حتى المقدور عفو نمايند و اگر امكان عفو وجود نداشت فقط در حدود تعيين شده از سوى شارع مقدس عقوبت بنمايند، زيرا ما نه از پروردگار متعال اعلم هستيم تا به آنچه تشخيص مى دهيم عمل نمائيم و نه دين خداوند متعال ناقص است تا با زياد كردن شكنجه و تازيانه هاى زياد و زندانهاى بى مورد و گرفتن خسارت و مالياتهاى غير شرعى و بى جهت، دين را كامل كنيم بلكه او خالق كل شى ء است و بر اسرار تمام اشياء عالم و آگاه است، و دينى كامل و قابل انطباق در تمام عصور را نازل فرموده است.

 و انجام اين امور غير شرعى سبب مى شود پايه هاى مردمى مجاهدين متزلزل گرديده و عقيده مردم از مسئولين آن سلب، و اميد به روى كار آمدن حكومتى همانند حكومتهاى سابق در كشورشان را داشته باشند و به منزوى گرديدن مجاهدين مسلمان منتهى مى گردد.

 چنانچه در روايتى از اميرالمؤمنين عليه الصلاة والسلام است كه فرمود: (العدل اساس الملك).

 اساس و پايه حكومت و ملك بر عدالت بنا مى گردد، نه بر ظلم و شكنجه و يا حدود و تعزيرات ساختگى و يا با گرفتن ماليات مكرر با عناوين مختلف از مردم محروم و ستمديده)

 در روايتى از پيغمبر اكرم(ص) نقل شده: (انه نهى عن ان يتعدى احد حدود الله الى اكثر منه)، آن حضرت نهى فرمودند از آن كه كسى تجاوز كند از حد مشخص شده از سوى شارع مقدس به بيشتر از آن مقدار معين.

 و در روايتى ديگر از اميرالمؤمنين عليه الصلاة والسلام نقل شده، (انه أمر قنبر ان يضرب رجلا فغلط قنبر فزاد ثلاثة أسواط فأقاد على الرجل المضروب فجلده ثلاثة أسواط).

 آن جناب به قنبر امر فرمود كه مردى را تازيانه بزند، قنبر از روى اشتباه سه تازيانه بيشتر به آن مرد زد، پس حضرت آن مرد كتك خورده را امر فرمود و او قنبر را سه تازيانه زد.

 و در روايت ديگرى از آن حضرت است كه فرمود: قال رسول الله (ص) (لا يحل لأحد يؤمن بالله واليوم الآخر ان يزيد على عشرة أسواط الا فى حد).

 كسى كه ايمان به خدا و روز جزاء دارد برايش جائز نيست كه جز در حدود به كسى بيش از ده تازيانه بزند.

و در روايت ديگرى نيز از آن حضرت نقل گرديده كه فرمود قال رسول الله (ص): (ان الله قد حد لكم حدودا فلا تعتدوها و فرض عليكم فرائض فلا تضيعوها و سن لكم سننا فاتبعوها و حرّم عليكم حرمات فلا تنتهكوها و عفالكم عن اشياء رحمة منه من غير نسيان فلا تتكلفوها).

 خداوند براى شما حدودى را مقرر فرموده پس از مرز آنها تجاوز نكنيد و واجباتى بر شما واجب كرده پس آنها را ضايع نكنيد، و سنت هائى را بر شما قرار داده، پس از آنها پيروى نمائيد، و مواردى را بر شما حرام كرده، پس آنها را مرتكب نشويد، و از روى رحمت و نه فراموشى شما را در مواردى مورد عفو و بخشش قرار داده پس خودتان را به رنج نيندازيد.