فراتر از درك و شناخت

بقلم: حجة الاسلام والمسلمين شيخ سعيد سعيدى از قم

بسم الله الرحمن الرحيم

فراتر از درك و شناخت
سخن گفتن پيرامون مرجعى والا مقام، فقيهى فرزانه، عالمى وارسته، بزرگ مردى مدير و مدبّر و آينده نگر، محققى دقيق و بلند نظر، استادى حاذق و سخت كوش، اديبى قدير و توانا، نويسنده اى خستگى ناپذير، خطيبى قدرتمند، و خدمتگزارى پُر تلاش و فردى جامع و داراى أبعاد مختلف، يعنى حضرت آية اللَّه العظمى حاج سيد محمد شيرازى قدس سره بسيار سخت و دشوار است. سخن گفتن درباره خورشيد فروزانى كه متجاوز از چهل سال مرجعيت و زعامت و بيدارى امت اسلامى تلاش فراوانى نموده چندان آسان نيست.
او در طول زندگى با طاغوتيان زمان و ديكتاتوران دوران و جباران عصر و غارتگران أموال مردم و حكومت هاى دست نشانده استعمار مانند حكومت هاى: نورى السعيد، عبدالكريم قاسم، عبدالسلام عارف، عبدالرحمان عارف، احمد حسن البكر، صدام حسين، و شاه مخلوع ايران مبارزه كرد و در اين راه سختى هاى زياد و آزارهاى فراوانى متحمل شده و از كشورى به كشور ديگر آواره شد.
كوتاه سخن در مورد اين نابغه عصر، اين كه معظم له مَرد ميدان سياست بود و به معناى واقعى كلمه رجل سياسى بود. او نسبت به مسائل روز كاملاً احاطه داشت و از طريق رسانه ها تمام حوادث سياسى، فرهنگى و... كه در سراسر دنيا رخ مى داد آگاهى مى يافت و در خيلى از موارد پيش بينى كرده، اظهار نظر مى نمود و بعدها معلوم مى شد إخبار و اظهار نظر ايشان كاملاً درست در مى آمد.
معظم له از ذهنى عجيب و سرشار برخوردار بود و در اين راستا نه تنها بر اغلب علوم متداول حوزوى مانند: نحو و صرف و لغت، معانى و بيان و بديع، منطق و فلسفه، حكمت و كلام، رجال و تفسير و تاريخ، فقه و اصول تسلّط كامل داشت، بلكه بر علوم جديد چون :طب، حساب و هندسه، فَلَك و هيئت، سياست و اقتصاد، علم الاجتماع و... واقف بود و در تمام علوم مذكور كتاب هاى متعدّدى از ايشان به يادگار مانده است.
او تبلور اخلاق اسلامى بود و هرگز ديده نشد كه ايشان روزى با كسى برخورد عصبانى داشته باشد و تندى كند، بلكه هميشه با چهره باز و اخلاقى خوش از مردم استقبال مى كرد. طى ساليان طولانى (حدود 24 سال) كه در خدمت ايشان بودم جُز در يك مورد كه ايشان از شخصى شديداً ناراحت شد به گونه اى كه فراموش نمى كنم صورت و چهره معظم له در اثر ناراحتى سرخ گرديد مورد ديگرى از ايشان نديده ام.

فروتنى، زهد، سخت كوشى
يكى از ويژگى هاى ذاتى معظم له اين بود كه براى همه كسانى كه به زيارت ايشان مى آمدند احترام زيادى قائل بود و نسبت به آنان فروتنى مى ورزيد و براى او تفاوتى نداشت كه ديدار كنندگان كوچك بودند يا بزرگ. با اين كه مليون ها انسان در سراسر دنيا از ايشان تقليد مى كردند كوچك ترين جايى براى تكبر و عجب و خود پسندى و خود بينى در قاموس زندگى شان وجود نداشت.
همه ماهه وجوه فراوانى به دست با بركت و با كفايت او مى رسيد، اما در عين حال از دنيا وآرايه ها و ماديات آن رويگردان بود و زندگى ساده و بى آلايشى داشته و هيچ توجهى به اين اموال نداشت.
آرى او انسان والايى بود كه مشورت، اساس زندگى او را تشكيل مى داد و با توجه به مقام علمى و تجربه هاى بسيار، هرگز خودكامه نبود و هميشه با اطرافيان خود مشورت مى كرد و پيوسته مى فرمود: نظر، نظر اكثريت است و هر چه اكثريت مى گويد به همان بايد عمل شود.
معظم له انسانى بود كه در روايات أهل بيت عليهم السلام تسلّط كامل داشت و مجلس و محفل او مجلس حديث و تفسير و وعظ بوده و هر كس كه به زيارت او مشرّف مى شد افزون از مسائل فقهى از مواعظ زيبا، و داستان هاى شيرين تاريخى بهره مند مى گرديد. او هرگز خستگى نمى شناخت و به قول خود ايشان: هرگز به طرف خواب و استراحت نمى روم، بلكه هرگاه خواب به سراغ من بيايد و بر من غلبه كند آن گاه مى خوابم، و روى همين اساس موفق به نوشتن بيش از 1200 جلد كتاب و جزوه شد.
بارها شاهد اين معنا بودم كه در يك روز شايد 7 - 10 مرتبه افراد، شخصيت ها يا گروه هاى زياد در ساعات مختلف روز به منزل ايشان مراجعه كرده و تقاضاى ديدار مى كردند و ايشان با حوصله فوق العاده پس از دقايقى به بيرونى مى آمد و با روحيه اى شاد و چهره اى باز با آن ها ملاقات كرده و براى آن ها سخن مى گفت، و اين امر در غالب روزها اتفاق مى افتاد و در واقع اين ديدارها مقدار قابل توجهى از وقت ايشان را به خود اختصاص مى داد.
وقتى كه شخصيت هايى از كشورهاى مختلف دنيا به ديدن ايشان مى آمدند و هداياى گران بها به رسم هديه و به عنوان احترام به ايشان تقديم مى كردند، معظم له آن هدايا را به اطرافيان خود و كسانى كه در كنار او بودند مى داد و هرگز براى خود نگاه نمى داشت.
به يك سخن اين كه طى ساليان دراز در كنار او بودن، به اين نتيجه رسيدم كه آن بزرگ مرد، تنديس زهد و بى رغبتى به دنيا، پرهيزگارى، خوش اخلاقى و مهربانى و خدمت به مردم بود. او هماره ميهمانان خود را از هر قشر و طبقه كه بودند مخاطب قرار داده سفارش هايى مى كرد. طبيعتاً مخاطبان ايشان از اصناف، روحانيون، سياستمداران و به ويژه زوج هايى بودند كه به حضور ايشان مى رسيدند تا زندگى مشترك خود را با خطبه عقدى كه توسط آن مرجع بزرگ خوانده مى شد، شروع كنند.

سفارش به اصناف و عموم مردم
پيوسته مؤمنين و متدينين را به كار و كوشش و سعى در راه خدمت به مردم، كمك به محرومين جامعه، تأسيس مراكز علمى، فرهنگى مانند: مسجد، حسينيه، كتابخانه، درمانگاه و...تشويق مى نمود. ايشان تأكيد فراوانى داشت كه در جاى جاى گيتى صندوق هاى قرض الحسنه تأسيس و از اين طريق به نيازمندان كمك شود.

سفارش به روحانيون
طبق سنت رايج ميان روحانيون شيعى هر گاه يكى از آنان بخواهد مزين به لباس روحانيت شود به عنوان تبرك و احترام نزد يكى از مراجع تقليد رفته و با دست پر بركت ايشان معمّم مى شوند و اين مراسم بيشتر در ايام پر بركت أعياد، و ايام مواليد أئمه اطهار عليهم السلام مانند روز عيد غدير، روز 13 ماه رجب، و روز سوم و چهارم و پنجم و پانزدهم ماه شعبان و... انجام مى گيرد كه غالباً در اين مراسم حضور داشتم و پس از ملبّس شدن تعدادى از اهل علم به لباس روحانيت معظم له براى آنان صحبت مى كردند و آن هارا به پنج وصيت سفارش مى نمودند كه يك روحانى بايد از پنج ويژگى برخوردار باشد: تقوا، اخلاق، خدمت به مردم، تأليف، خطابه.
درباره تقوا مى فرمودند: بايد اهل علم با تقوا و پرهيزگار باشد و اين حالت را نه تنها بايد در خود ايجاد كند، بلكه آن را تقويت نمايد و هر مقدار كه ممكن است بايد از خدا ترسيد و تقوا پيشه كرد. و مكرر مى فرمود: «اتقوا اللَّه ما استطعتم؛ در حد توان از خدا بترسيد».
سفارش دوم ايشان اخلاق بود. او مى فرمود: در زندگى كسى موفق است كه در تمام اوقات به اخلاق نيكو آراسته باشد و لحظه اى، حتى لحظه اى اسير بداخلاقى نشود، بر مردم خشم نگيرد و تكبر نورزد.
سومين سفارش معظم له اين بود تا مى توانيد به افراد مختلف جامعه كمك كنيد و خدمت به خلق را سرلوحه كارهاى تان قرار دهيد.
تأليف از ديگر مواردى بود كه سفارش مى كرد و بر آن تأييد داشت. ايشان مى فرمود: قلم خود را براى نوشتن تقويت كنيد و پيوسته بكوشيد تا با قلم خود به تشيّع خدمت كنيد و بر آن باشيد كه در طول عمر زائد خود شانزده اثر عرضه كنيد، چهارده جلد درباره چهارده معصوم پاك و دو جلد ديگر درباره: مبدء و معاد، يعنى توحيد و روز واپسين.
سفارش آخر ايشان به اهل علم اين بود كه بايد زبان خود را تقويت كنند براى سخن گفتن و سخنرانى نمودن كه به وسيله خطابه هاى محورى و پر محتوا بتوان معارف اصيل دين را براى مردم بيان، و شبهات و انحرافات مغرضين را رد كرد، زيرا نقش زبان و اثر گذارى سخن عالمان در روح و روان مردم اثر بسزايى دارد.
آن هنگام كه جوانان براى اجراى صيغه عقد خدمت ايشان مى آمدند و عقد خوانده مى شد تذكراتى به عروس و داماد مى دادند، از جمله اين كه هر دوى شما بايد در زندگى قانع، خوش اخلاق، باشيد و به واجبات اهميت دهيد سپس براى آنان دعا مى كردند.
بى ترديد همه تذكراتى كه ذكر شد فقط براى كسبه و اهل علم يا زوجين نبوده بلكه اين سفارش ها براى همه مردم با ايمان و عموم متدينين مى باشد.
متأسفانه قدر اين يگانه دوران و فرزانه زمان را ندانستيم و بدون اين كه جرعه اى از درياى بزرگى اش بنوشيم او را از دست داديم و سرانجام با قلبى پاك و سليم و روحى مطمئن و آرام به لقاءاللَّه شتافت، و امت اسلامى را داغدار خويش كرد.
هنگام ارتحال اين مرد بزرگ و نابغه دوران در كويت بودم و خبر فوت ايشان را آن جا شنيدم. در ديوانيه اى متعلق به معظم له كه به نام «ديوانية الامام الشيرازى» معروف است به مدت سه روز هر روز صبح و عصر و بعد از نماز مغرب و عشا مجلس فاتحه و گرامى داشت برقرار بود و در اين مدت مردم حضورى پيوسته داشتند و شخصيت هاى دولتى، سُفرا، نمايندگان مجلس و نيز وزير امور خارجه كويت جناب آقاى صباح الأحمد به نمايندگى از دولت كويت و نيز مردم و اصناف در اين مراسم شركت كردند و پس از آن سه روز به ترتيب مساجد و حسينيه هاى بزرگ مراسم ترحيم برگزار كردند. اين حقير از طرف حضرت آية اللَّه العظمى شبير خاقانى دعوت شده، در مسجد بحرينى ها و نيز از سوى ديگران در ديگر مراكز و حسينيه ها سخنانى ايراد كردم.

يادش گرامى و روحش شاد باشد.