موسوعه فقهى در يك نگاه

بقلم: حجة الاسلام والمسلمين سيد احمد يعقوبى (دام عزه)

بسم اللَّه الرحمن الرحيم

كتابى جامع
چنانچه در صدد ارزيابى موسوعه يكصد و پنجاه و چند جلدى موسوعه فقهى مرجع بزرگ مرحوم آية اللَّه العظمى شيرازى برآييم در مى يابيم كه اين اثر گران سنگ افزون بر ابواب فقهىِ اجتهاد تا كتاب حدود و ديات كه به طور سنتى در تمام آثار فقهى مورد بحث و تحقيق قرار گرفته، به مسائل و موضوع هاى جديدى پرداخته كه از آغاز تدوين متون فقهى تا به امروز مورد بحث قرار نگرفته است. از اين رو مى توان اين موسوعه را كه كاملاً استدلالى و در بردارنده تمام فروع فقهى است - اثرى منحصر به فرد و بى مانند دانست چرا كه ديگر آثار فقهى را تحت الشعاع قرار داده، آن سان كه به دليل گستردگى موضوع و تفريع ها به دريايى پر گهر مى ماند.
البته چنين توصيفى از موسوعه فقهى مرحوم آية اللَّه العظمى شيرازى به معناى ناديده گرفتن تلاش گذشتگان و ناچيز انگاشتن خدمات آنان نيست، چه اين كه بسيارى از آثار گذشتگان، نياز اصلى فقيه را در امر اجتهاد و استنباط مانند كتاب گران سنگ جواهر الكلام، بر طرف مى كند، بلكه سخن از گستردگى دامنه موضوع هاى ارائه شده در اين موسوعه فقهى است.
مسلّم اين كه آنچه تا به حال در زمينه فقه نوشته شده، از دو حال خارج نيست، دسته اى از اين آثار استدلالى بوده، اما تمام ابواب فقه را مطرح نكرده اند، مانند: مفتاح الكرامه، حدائق الناضره، مستند الشيعه و دسته ديگر به تمام ابواب فقه پرداخته، اما چندان استدلالى عمل نكرده اند مانند: الروضة البهيه شهيد ثانى و رياض المسالك و... ولى صاحب جواهر (رحمه الله) در تأليف اثر خود هر دو جنبه را يكجا گردآورده، اما چيزى بيشتر از ابواب متعارف در كتاب هاى فقهى مطرح نكرده است. البته همان طور كه بيان شد، كتاب جواهر الكلام را به دليل عمق استدلال، دقت در مناقشه مسائل فقهى به حق بايد ارج نهاد و اگر اين موسوعه 150 جلدى آية اللَّه العظمى شيرازى (رحمه الله) را بى مانند مى خوانيم در حقيقت از آن رو نيست كه بخواهم در مقام «اثبات شى ء نفى ما عدا» كنيم. سخن در اين است كه اين موسوعه به دليل پرداختن به موضوع هاى روز، مانند: اقتصاد، سياست، جامعه، محيط زيست، عبور و مرور حقوق، مديريت، طب و... و نيز ارائه تفريع هاى فراوان و ارائه اشباه و نظاير، از ديگر آثار متمايز است.
اثر مورد بحث، شرحى استدلالى بر كتاب العروة الوثقى است، اما از آن جا كه صاحب عروه به تمام ابواب فقه نپرداخته، لذا مرحوم مؤلف ديگر ابواب فقهى را از كتاب شرايع الاسلام برگرفته است.

او به همين مقدار بسنده نكرد، بلكه مسائل نوپديد را از منظر فقهى مورد بحث و تحقيق قرار داده و هر موضوعى را كه به گونه اى در متون فقهى بدان اشاره شده بود، به صورت كتاب يا فصل مستقلى در موسوعه فقهى خود آورده است.

بدين ترتيب وى توانست بيش از يكصد و پنجاه جلد كتاب در بيش از هفتاد هزار صفحه به جامعه علمى تقديم كند.

 پر واضح است اگر اين موسوعه بر چيزى دلالت داشته باشد، به يقين نشانه گستردگى دانش و احاطه علمى مؤلف بر اصول، فروع و قواعد فقهى است.
ديگر اثر شايان توجه آن مرجع بزرگوار، كتاب «الاصول» اوست كه از نظر عمق ديدگاه اصولى، قدرت استدلال و دقت مؤلف، شگفتى به شمار مى رود. البته ديگر آثار آن مرحوم كه بيش از 1250 كتاب و جزوه است، از تنوع و غناى موضوعى برخوردار بوده به مسائل گوناگون: اعتقادى، اخلاقى، تربيتى، مقدماتى و آكادميك مى پردازد.
ديگر سخن اين كه اگر در صدد مقارنه ميان موسوعه فقهى ايشان و ديگر موسوعه ها باشيم، با تباين شگفتى رو به رو خواهيم شد، زيرا ديگر موسوعه ها از چنان پيچيدگى تعبير برخوردارند كه جز اهل فن و آشنا با اصطلاحات خاص اين دانش كسى توان فهم آن ها را ندارد. در مقابل، موسوعه مورد بحث كه از نظر سلاست تعبير و آسان كردن مباحث عميق علمى نمونه به شمار مى رود، خواندن و فهميدن را براى همه خوانندگان آسان مى كند.
اين موسوعه ويژگى هاى ديگرى دارد كه از آن جمله است:
- نمونه بودن در دقت و تعمق در پردازش موضوع؛
- نشان دهند تواضع مؤلف در بيان آراى فقهى خود؛
- نشان دهنده ادب ايشان به هنگام نقد آراى ديگر فقيهان و...

راز موفقيت
به منظور پى بردن به راز موفقيت آن مرجع فرزانه در تأليف اين موسوعه گران سنگ بايد زندگى و لحظه هاى عمر پربركت شان را بكاويم تا افزون بر آشنا شدن با رمز موفقيت ايشان، زندگى ساده، اما پرتلاش او را الگو قرار دهيم و نسل هاى آينده كه خواهان پيشرفت هاى علمى هستند از او پيروى كنند.
به دور از هر گزافه گويى، اين مرد بزرگ شخصيت چند بعدى داشت كه يكى از ابعاد آن، در استفاده كامل از لحظات زندگى تبلور يافته بود، چرا كه هرگز دمى از كار علمى باز نمى ماند.

در اين جا به مواردى از ويژگى هاى آن مرجع مى پردازيم:
1- تقوا و خداترسى ايشان بود و از همين رو از موارد شبهه ناك دورى مى جست و به امور مستحب سخت پاى بند بود؛
2- زهد ودنيا گريزى ايشان بود، لذا على رغم اين كه وجوه فراوان و بى حسابى در اختيار داشت و هداياى شخصى فراوانى به ايشان مى رسيد، اما تا آخرين روز زندگى خانه شخصى نداشت و تمام وجوهى كه به دست ايشان مى رسيد، صرف تحكيم مبانى دين، اصلاح انديشه مسلمانان و ايجاد و تقويت مؤسسه هاى اجتماعى و خيريه ها مى نمود؛
3- زندگى كاملاً ساده اى داشت و سادگى را در پوشاك، مواد غذايى و ديگر نيازها رعايت مى كرد و به اندك قانع بود؛
4- اخلاص، ديگر ويژگى ايشان بود و تلاش داشت تا ريا و شهرت طلبى در كارهايش رخنه نكند و اين خصلت، از ديد كسانى كه با وى سروكار داشتند پنهان نبود و بهترين گواه بر اين امر مؤسسه ها و خيريه هاى او هستند كه با نام اهل بيت عليهم السلام زيور يافته اند و هرگز حامل نامى - اگر چه به كنايه و اشاره - از او نيستند؛
5- او هرگز و در هيچ فرصتى وقت را از دست نمى داد. كتاب تبيين القرآن بهترين گواه بر اين مدعاست. او اين كتاب را در دورانى كه تحت پيگرد حاكمان عراق قرار داشت نوشت؛
6- برخوردارى از همت عالى لذا هيچ گاه به پيشرفت اندك دل خوش نمى داشت، بلكه هماره - چه از نظر حجم و چه از نظر كيفيت - در پى نيل به كمال بود؛
7- او به كار علمى اهميت فراوان مى داد، لذا كم مى خوابيد و چون دليل كم خوابى شان را پرسيدند، فرمود: خوابى طولانى پيش رو خواهيم داشت، پس خوابيدن را براى آن جا مى گذارم. هرگز كسى او را سست، ملول، نوميد و خسته نديد؛
8- سختى ها را به چالش مى خواند و هيچ مانع و مشكلى او را از ادامه كار باز نمى داشت و هيچ عذرى را براى بازماندن از كار نمى پذيرفت و هميشه مى فرمود: راه حق، عرصه فعاليت و گذرگاه بهشت نه آكنده از گُل، كه پر خار و ناهموار است، پس بايد سختى ها را تحمل كرد؛
9- وى مشكلات و تلخ كامى هاى در راه خدا را به جان مى خريد و صبورى مى كرد و هر چه سختى ها و گرفتارى افزون تر مى شد، ايستادگى و اراده او بيشتر مى شد؛
10- آراستگى ايشان به اخلاق و صفات پسنديده بود، از جمله: فروتنى، گذشت، سعه صدر و مردم دارى.

خاستگاه پاك
مرحوم آية اللَّه العظمى شيرازى يكى از شخصيت هاى بزرگ علمى، از خاندانى ارجمند و معروف به علم و جهاد و تقوا برآمد. جد اعلاى او آية اللَّه العظمى ميرزا حسن شيرازى (رحمه الله) بود كه با فتواى مشهور خود در فيضيه تحريم تنباكو پشت استعمار انگليس را لرزاند.

پس از ايشان، مرجعيت به برجسته ترين شاگردانش، آية اللَّه العظمى شيخ محمد تقى شيرازى قدس سره (دايى مرجع راحل) رسيد؛ همو كه رهبرى قيام ملت عراق را در سال 1920 م. عليه اشغالگران انگليسى را برعهده داشت.

پس از وى، آية اللَّه العظمى ميرزا على شيرازى قدس سره (فرزند ميرزاى شيرازى) به مرجعيت رسيد. با رحلت او مرحوم آية اللَّه العظمى ميرزا مهدى شيرازى قدس سره در مقام مرجعيت قرار گرد و چون ايشان به ديدار حق شتافت فرزند برومندش مرحوم آية اللَّه العظمى سيد محمد حسينى شيرازى با كفايت كامل عهده دار منصب مرجعيت شد. در آن هنگام مراجع متعددى در حوزه ها حضور داشتند و مرجعيت اعلا از آن مرحوم حضرت آية اللَّه العظمى حاج سيد محسن حكيم بود.

از ولادت تا رحلت
مرحوم آية اللَّه العظمى شيرازى در سال 1347 ق. در نجف اشرف ديده به جهان گشود. در نُه سالگى همراه پدر و خانواده به كربلاى معلا هجرت كرد. توانمندى هاى او در خردسالى شكوفا شد. او با عطشى بى پايان به تحصيل پرداخته و پس از روزگارى آكنده از كندو كاو و فراگرفتن دانش از محضر بزرگان حوزه و مراجع بزرگ به كمال علمى رسيد و در قله دانش قرار گرفت و در جوانى به مقام مرجعيت دست يافت.
به دليل تنگناها و تهديدهايى كه از سوى حزب بعث متوجه او شد به كويت هجرت كرد. پس از پيروزى انقلاب اسلامى در ايران به ايران هجرت كرد و در شهر مقدس قم سكونت گزيد و در آن جا وظايف مرجعيت را از قبيل: تدريس، تأليف، تأمين بخشى از نيازهاى طلاب، فعاليت هاى فرهنگى، اجتماعى و دينى و رسيدگى به نيازهاى مردم دنبال كرد.

سرانجام فرمان الهى در رسيد و او در روز دوم ماه شوال 1422 ق. به ديدار معبودش شتافت.
وى افزون بر تراث سترگ علمى، فرزندانى برومند و عالم و برادرى پرهيزگار از خود بر جاى گذارد. برادر ارجمندش، فقيه اهل بيت عليهم السلام محقق توانا حضرت آية اللَّه العظمى حاج سيد صادق حسينى شيرازى دام ظله العالى به دليل جايگاه والاى علمى اش پرچم مرجعيت را بر دوش كشيده، در اين مقام به ايفاى رسالت مشغول است.
او همسنگ برادر والامقامش مرحوم آية اللَّه العظمى شيرازى است؛ همو كه عالمان و مراجع بزرگ به اتفاق جايگاه علمى اش را توثيق و تأييد كردند. برخى نيز پا را فراتر نهاده، آن مرحوم را نابغه عصر، عالم ترين عالمان عصر و... خواندند.
مرحوم آية اللَّه العظمى سيد شهاب الدين مرعشى نجفى درباره مرحوم شيرازى فرموده بود: دويست سال ديگر اين شخصيت شناخته خواهد شد.
ديگر برادر آن مرحوم، آية اللَّه سيد مجتبى حسينى شيرازى كه در هجرتگاه به سر مى برد، آن مرحوم را «مجدد ثانى» و موسوعه فقهى اش را (سيدة الموسوعات الفقهيه) «سرور موسوعه هاى فقهى» خوانده است.
همچنين برادر ارجمندش حضرت آية اللَّه العظمى حاج سيد صادق حسينى شيرازى او را چنين توصيف كرده است: او زمان را در نورديد و فرزند اين دوران نبود.
آرى، عامل خانواده كه ريشه در علم و فضيلت داشت و دوران طولانى - كه تا به امروز ادامه دارد - مرجعيت را در اختيار داشت و نيز توفيق خداوندى سبب شد تا مرحوم آية اللَّه العظمى شيرازى به آرزوى خود در خدمت به اسلام برسد. آن بزرگوار سعه صدر داشت و لبخند مهرآميز برلب. فروتن بود و با اقشار گوناگون مجالست داشت. دسترسى به او آسان بود، اخلاقى والا داشت و هر كس با وى ديدار مى كرد ايشان سر صحبت را با او مى گشود. شريك غم و گرفتارى هاى مردم بود و هماره مى كوشيد تا مشكلات آنان را برطرف سازد. دلى رحيم داشت و با عاطفه و با گذشت بود و آنان كه به وى بد مى كردند، با چشم پوشى اش رو به رو مى شدند. پيوند دوستى و خويشاوندى را ناديده نمى گرفت و هماره جوياى حال زندگان آنان بود و براى درگذشتگان شان طلب رحمت و مغفرت مى كرد.
خدايش رحمت كند و در بهشت وسيع خود جايگاهش بخشد. آمين.