مرجعى خستگى ناپذير

بسم الله الرحمن الرحيم

تنگ نظرى و بخل تاريخ چنان است كه بايد قرن ها انتظار كشيد تا شايد گوهرى را در دل بپروراند و يا مرواريدى در دل صدف نهاده و تقديم بشريت كند، و آن گاه چون انسان لياقت اين داده را ندارد به طرفة العينى باز مى ستاند. شخصيت برجسته عالم تشيع، خدمتگذار به شريعت، مبارز نستوه و مرجع عاليقدر جهان تشيع حضرت آيت الله العظمى مرحوم حاج سيد محمد حسينى شيرازى(قدس سره) گوهرى بود كه پس از مدّتها انتظار، چون شهابى پر فروز نمايان گرديد و آن گاه به سرعت ناپديد گشت و در همان حال از درخشش انوار روشن و سپيدش، رهگذران آگاه دالان تاريك تاريخ، مقصد خويش را ديدند و از پستى و بلندى هاى مسير آگاهى يافته و دانستند كه براى درست زيستن چه بايد بكنند.

در شناخت شخصيتى اين اسوه علم و تقوا همين بس كه بگوئيم وى از بزرگ مردان نادر اين روزگار بود كه سجاياى اخلاقى و ويژگى هاى فردى و كمالات انسانى يكجا در نهاد وى جمع بود.

بهره ى فراوان و وافرش از وسيعترين علوم متداول در حوزه ها و مجامع علمى قديم و جديد، آدمى را به ياد شيخ طوسى و علاّمه حلّى و شيخ بهايى مى اندازد كه دستهاى اعجاب برانگيزش بيش از هزار و سيصد جلد كتاب را به رشته تحرير در آورد. موسوعه ى بزرگ «الفقه» با بيش از يكصد و پنجاه جلد و با بيش از نيم ميليون مسأله فقهى نشانگر تتبّع و تسلّط بى نهايت وى بر علم و دانش روز است.

وَرَعَش زبانزد خاص و عام و زهد و تقواى وارسته اش، سيّد بن طاووسها، مقدّسى ها و اردبيلى ها را در اذهان تداعى مى كند; در چشم پوشى از اين دنياو خواسته هاى دنيايى تا آنجا پيش رفت كه از مال و مكنت دنيا چيزى را براى خود نخواست و چيزى به ارث ننهاد; و با اين كه ثروت دنيا در اختيارش بود اما بدان رغبتى نشان نداد و با اينكه بيت المال مسلمين در دسترسش قرار داشت با خدمات وسيع و گسترده اى كه در اطراف و اكناف جوامع اسلامى انجام داده بود مقروض به ديدار معبود شتافت. بدرستى كه او تربيت شده ى مكتب مولايش على(عليه السلام) بود.

 

 احاطه ى علمى

تبحّر بى كرانش در علوم مختلف: فلك و نجوم، منطق و حساب، تاريخ و ادب، تفسير و حديث، سياست و اقتصاد، صرف و نحو، بلاغت و كلام بى منتها بود كه حاصل آن، كتابهاى نفيسى است كه با سخاوتمندى تمام، آنها را از خود به يادگار نهاد تا در دسترس همگان قرار بگيرد.

شيرازى با اينكه مرجعى عظيم و فقيهى بى نظير بود در علومى مانند: مديريّت، جامعه شناسى، اقتصاد و سياست نيز احاطه اى كامل داشت و در تمامى اين زمينه ها، مكتوبات گران سنگى را تقديم ارباب دانش و معرفت نمود.

 

 حضور در عرصه هاى سياسى

اصولاً شخصيتهاى علمى و متفكّر مذهبى، از لحاظ روانى و روحى، ميل چندانى به حضور در عرصه هاى سياست و صحنه هاى مقاومت و مبارزه ندارند و كنج خلوت و عزلت را بر مى گزينند; اما آيت الله العظمى شيرازى، مدعيات علمى اش را با حضور مستمر و فعّال در صحنه هاى جهاد با طاغوتها و ديكتاتورها به اثبات مى رساند و خود پيشگام عمل به فتاوى و انديشه هايش بود. رويارويى و مبارزه با ظالمان و مستكبران از خصوصيات بارز اين مجاهد نستوه بود و در مقابله با آنان همچون كوهى استوار و دژى مستحكم تا پاى جان ايستادگى مى نمود و انواع شكنجه هاى روحى و روانى و... را با جان و دل تحمل مى نمود و با سعه ى صدر و استمداد از حضرت باريتعالى در حد توان موانع باز دارنده اهدافش را از ميان بر مى داشت.

همچنين حضور در ميدان جهاد در سنينى كمتر از بيست سال آغاز نمود و تا پايان عمر دست از اين راه برنداشت تا مگر جان را به جان آفرين تسليم نمود; آن هنگام كه روح ملكوتيش به سوى حق شتافت; پيكر پاكش به عَلَم مبارزه مبدّل گشت; و طشت رسوايى مسلمان نماها را از بام انداخت، و چهره حقيقى آنان را نمايان ساخت.

شيرازى، اين مجاهد والا مقام، در كنار آن همه مقام و عظمت، تنديس اخلاق بود. مردم او را اسوه ى اخلاق مى دانستند; چرا كه تصدّى مقام مرجعيت و رهبرى شيعيان،ذرّه اى از تواضع وى نكاست و كمترين تغييرى در رفتار و منشش ايجاد نكرد.

خُرد و بزرگ، فقير و غنى، وضيع و شريف در نگاهش به يك اندازه بود و در نشست و برخاست با آنان همچون اجداد طاهرينش ائمه اطهار(عليهم السلام) هيچ گونه تكبّر و ريائى نداشت و در مقابل تمام تازه واردين با تمام قد ايستادن در مقابلشان، احترامى دو چندان به آنها مى گذاشت. همچنين بدى و اهانت را با خوبى و نيكى پاسخ مى داد.

آنان كه ساليانى دراز، حضرتش را آماج تيرهاى تهمت و دروغ خود قرار داده بودند; پس از بركنار رفتن پرده ها و روشن شدن حقايق، پشيمان شده و براى عذرخواهى به نزدش مى آمدند. اما او با روى باز استقبالشان كرده و لحظه اى اجازه نمى داد آثار انكسار و شرمندگى بر چهره شان آشكار شود.

اين شميم مهر و عطوفت در كنار آن همه اشتغالات علمىِ و عملى طاقت فرسا، در كارهاى درون خانه نيز مشاركت داشت و بسيارى از كارهاى منزل را عهده دار بود.

براستى آنان كه او را مى شناسند و يا از دور سخنانى درباره اش شنيده اند، او را بعنوان ضرب المثلى در اخلاق و اوصاف اميرالمؤمنين على(عليه السلام) مى دانند.

او سخنورى بزرگ بود كه خود ابتدا وارد ميدان عمل مى شد; و با طاقتى خستگى ناپذير، لحظه اى از عمر پر بركتش را ضايع نمى كرد، به گونه اى كه بهره اش در زندگى بيش از 75 سال عمر شريفش بود.

دقيقه اى را بيهوده از دست نداد و به تعبير زيباى بزرگ مرد تقوى و ورع، حضرت آية الله العظمى سيد صادق شيرازى(دام ظله العالى) «آن شخصيت خستگى ناپذير; چون آتشفشانى جوشان بود كه لحظه اى از خروش و جوشش باز نايستاد».

در قاموس او زمان و مكان اهميّتى نداشت. در هر شرائطى كه قرار مى گرفت; با آن شرايط خو گرفته، و برنامه هاى خود را چه در زمان جوانى و يا پس از آن، در مريضى و يا صحت و سلامت، در وطن و امنيت و يا در تبعيد و آوارگى با سخت ترين موارد به طرح و اجرا مى گذارد.

 

 تهجد در عين خدمت

آن هنگام كه تاريكى شب، روشنايى روز را تارانده بود و همگان در خوابى عميق فرو رفته بودند; پس از استراحتى كوتاه ـ آن هم به قدر ضرورت ـ از جا برمى خواست  و لب هايش را با نيايش و ذكر تسبيح خداوند معطر مى ساخت و دستهاى خستگى ناپذيرش در خلق آثارى دوباره، با قلم آشنا مى شد، و همان شد كه ساليانى پيش از عروج آسمانيش و صعود به سوى پروردگارش نيروى انگشتانش را كه در اثر كثرت نوشتن از كار افتاده بود(1) را به پروردگارش هديه داده بود.

امّا اينك او در كنار ما نيست; چرا كه زمين و زمينيان قدرش را ندانستند و آسمانيان به خوبى به مقام و عظمتش واقف بودند. و روح بزرگش پس از تحمّل سختى ها و مصيبت هاى فراوانى كه كوه هاى استوار هم از تحمل آن عاجزند با قلبى مالامال از درد و غم به آسمان ها عروج نمود تا غم محروميت و مظلوميتش را با اول مظلوم عالم بازگو نمايد.

اگر چه وجودش از ديده ها پنهان است ليكن ياد و خاطره اش در قلب و دلها ماندگار است.

اين مرجع بزرگ چشمه ى جوشانى بود كه حاصل تلاش و زحمات شبانه روزيش، تأسيس و راه اندازى صدها حسينيه، مساجد و موسسات خيريه در سراسر جهان بود، و گنجينه ى مكتوب گران سنگى كه بالغ بر هزار و دويست كتاب است، خود به تنهايى به دستان نحيفش به رشته تحرير درآورده بود، كه مجموعه اش زينت بخش كتابخانه اى منحصر به فرد است، و باز ثمره ى اين تلاش ها تربيت هزاران فقيه، مجاهد، انديشمند، نويسنده و خطيبى است كه در سراسر اين گيتى پهناور، جاى دارند و در خدمت خدا و خلق خدا به سر مى برند و انوار درخشنده ى هدايتى را كه ـ پيامبر بزرگ اسلام(صلى الله عليه وآله)برافروخته ـ شعله ور مى سازند.

اما اينك ما مانده ايم و اين خط هدايتى كه او برايمان ترسيم كرده است. در اين مسير

ـ عنف و خشونت جاى ندارد;

ـ حكومت هاى فردى و ديكتاتورى محكومند;

ـ نظام سياسى اسلام بر پايه ى انتخاب امت و شورا استوار است;

ـ اركان و اعضاى عاليه ى دولت، مجموعه اى از فقها هستند كه از طريق مشورت با يكديگر و بر اساس رأى اكثريّت، به نظارت بر راهبردها و عملكرد دولت مى پردازند.

همچنين وجود حدود جغرافيايى ميان كشورهاى اسلامى و مرزبندى بين مسلمانان، بر خلاف ديانت اسلام و فطرت انسان است و بايد معدوم گردد. باشد تا در تحت توجهات و عنايات حضرت بقية الله الأعظم (أرواحنا له الفدا) و پيروى مرجعى بزرگ و فرزانه همچون حضرت آيت الله العظمى حاج سيد صادق حسينى شيرازى ادامه دهنده راه هدايتگر او باشيم.

مَن خطّ بخطوته هدى و من تخلّف عنها ضلَّ و عَمى

و بدرستى كه دنيا دراز مدتى را مى خواهد كه شاهد بزرگ شخصيّتى ديگر، همچون حضرت آيت الله العظمى شيرازى باشد.

يادش گرامى و راهش پر رهرو


[1]. معظم له در اثر كثرت نوشتن به انگشت درد شديدى مبتلا گرديده بودند كه از طرف دكترها نوشتن براى ايشان ممنوع شده بود. همچنان كه تصويرى از ايشان در اين موارد موجود است.