گوهر يكتا

بقلم: حجة الاسلام والمسلمين ابراهيم وحيد دامغانى

 

بسم اللَّه الرحمن الرحيم

همه آثار بزرگى و همه اسباب ترقى و تعالى و وصول به مدارج عالى علمى و عملى، از نبوغ ذاتى و محيط زندگى گرفته تا اصالت خانوادگى در او موجود بود. او كه از سلاله پاك نبوى و دودمان علوى و داراى افتخار انتساب به علامه و زاهد بزرگ عصر خود آية اللَّه العظمى ميرزا مهدى شيرازى بود، در عصر والد بزرگوار به مرتبه بلند اجتهاد نايل شد و در دوره اى كه بيشتر اهتمام ها منحصر در رشته اى خاص مى شد جامعيتى مقبول يافت. او بيش از يك هزار كتاب و رساله در مسائل متنوع اسلامى و علمى و مخصوصاً مسائل و حوادث روز با قلمى شيوا تقديم جامعه اسلامى تحويل نمود.
به مضمون فرموده امام صادق عليه السلام :
«كونوا دعاة النّاس بغير ألسنتكم، ليروا منكم الاجتهاد والصدق والورع(1)؛ خوبى ها را با غير از زبان تان به مردم بياموزيد تا مردم كوشش و راستى و پرهيزكارى را در شما ببينند» در عمل به خير و آموزش راستى و درستى و پرهيزگارى الگويى پسنديده و پيشوايى راستين بود.

آگاهى از مسائل زمان
يكى از اوصاف پسنديده او آگاهى به مسائل زمان بود. ايشان به خوبى از مسائل جهانى آگاهى داشت و همواره در صدد علاج مشكلات بود و نوشته هاى عالمانه و نصايح دل سوزانه معظم له بهترين شاهد صدق مدعاست. او مانند پزشكى حاذق نخست درد و مشكل را مى شناخت، سپس با مدارا و دقت در صدد معالجه برمى آمد و با نگارش مقالات و كتب سودمند راه رهايى از مشكلات را به خوبى ترسيم مى كرد.

حمايت از آزادى
آن مرجع بزرگ از موقعى كه در عراق حضور داشت، در مواجهه با فريب خوردگانِ احزاب مختلف چنان با منطق و استدلال با آنان برخورد مى كرد كه آنان با آزادى، ابراز عقيده مى كردند و در نتيجه از احزاب پوشالى بريده، به صراط مستقيم هدايت مى شدند. با اين كه آن زمان و در عنفوان شباب بود در نزد دوست و دشمن به مروّت و آزادگى و بزرگ منشى معروف بوده است.
حكومت بعثى عراق كه وجود مؤثر وى را برنتابيد حكم اعدام وى را صادر كرد و ايشان به ناچار عراق را به قصد كويت ترك نمود. در كويت نيز محبوبيت فراوانى يافت و با خلق و خوى اسلامى خود همه را مجذوب كرد و از مذاهب مختلف اسلامى عده زيادى را به مكتب اهل بيت عليهم السلام متمايل و آشنا ساخت. او سپس به ايران مهاجرت نمود و در آن جا نيز همواره به آزادى قلم و بيان سفارش مى كرد از اظهار شبهات مخالفان واهمه اى نداشت و معتقد بود كه بايد براى پاسخ به شبهات آماده باشيم و نگذاريم عقده ها در سينه حبس و انفجارهاى خطرناكى به وجود آيد. او، هم از انقلاب فرهنگى چين و هم آزادى و بى بندوبارى غرب ناراضى بود.

انتقاد در عين ارائه راه حل
همان گونه كه پيش تر گفته شد وى به انتقاد تنها بسنده نمى كرد و راه خروج از بيراهه را نيز نشان مى داد. يكى از تأليفات فراوان وى كتاب السّبيل الى انهاض المسلمين است كه در آن چگونگى ايجاد نهضت ها و حكومت هاى اسلامى مورد بررسى قرار گرفته است. او در اين كتاب نمونه هايى از حكومت رسول خدا و اميرالمؤمنين على عليهم السلام را به عنوان الگو به مسلمانان نشان مى دهد و استحكام حكومت اسلامى را در پيروى از حكومت حق نبوى و دولت عدل علوى مى داند.

اتحاد مسلمانان
ايشان راه پيشرفت اسلام را در رفع كدورت و اختلاف در ميان مسلمانان، تعاون و همكارى ميان آنان، تقويت بنيه اقتصادى، استفاده از منابع ارزشمند كشورهاى مسلمان و بيدار كردن جوامع اسلامى مى دانست. او معتقد بود كه استفاده از مغزهاى متفكر جهان اسلام، همه امكانات خدادادى را از قوه به فعل درمى آورد و مرزها نبايد مانعى براى همكارى هاى مفيد كشورها و ملت هاى مسلمان باشد. هم چنين اعتقاد داشت با پيشرفت و ازدياد جمعيت مسلمانان كه قريب به يك سوم جمعيت دنياست ما از تحريم هاى اقتصادى واهمه نخواهيم داشت.

نوشته هاى بابركت
از خصايص وى كه در عصر حاضر كمتر كسى اين توفيق را داشته، نوشته هاى انبوه و بابركت ايشان است. كتاب هاى ايشان گسترده است و موضوعاتى چون: تفسير قرآن و نهج البلاغه، مجموعه ابواب فقهى، مسائل مستحدثه، اقتصاد اسلامى، حكومت اسلامى، شناخت خطرهاى صهيونيسم، يهودشناسى و بسيارى موضوعات ديگر را فرا مى گيرد كتاب هايش چون چشمه هاى جارى، تشنگان علم و دانش را سيراب مى كند و براى رهروان راه، گنجينه هايى ارزنده است. آثار ايشان به زبان هاى مختلف فارسى، سواحيلى، اردو و انگليسى ترجمه شده و به چاپ هاى مكرر رسيده است و علماى مذاهب اسلامى از آن ها تمجيد نموده اند.

آگاهى از وضع مسلمانان جهان
او هميشه با نمايندگان خود در كشورها تماس مى گرفت و خبرهاى لازم را در اختيار آن ها مى نهاد و از اوضاع و احوال مسلمانان جهان و مشكلات آن ها باخبر مى شد و پيوسته در صدد چاره جويى بود. راهنمايى ها و كمك هاى مؤثر وى در پيشرفت مسلمانان نقش بسزايى داشت و اين عنايت شايان، امروزه هم چنان به وسيله برادر ارجمندشان آية اللَّه سيد صادق حسينى شيرازى و فرزندان برومندش ادامه دارد.
 

خاندان بابركت شيرازى
او از اولاد انتقام گر مجاهد، زيد شهيد(2) فرزند حضرت سيد الساجدين، على بن الحسين عليه السلام و از اين شجره طيبه است. از مفاخر و اجداد ايشان مى توان افراد زير را نام برد:
1. آية اللَّه العظمى ميرزا محمد حسن شيرازى معروف به مجدد شيرازى - جد مادرى ايشان - كه رهبرى قيام معروف به نهصت ضد تنباكو را به عهده داشتند و در سال 1312 ق. ارتحال فرمودند.
2. آية اللَّه العظمى ميرزا محمد تقى شيرازى قدس سره از دايى هاى آية اللَّه شيرازى رهبر قيام ملت مسلمان عراق در نهضت 1340 ق. كه به رهايى ملت عراق از استعمار انگليس انجاميد.
3. آية اللَّه العظمى حاج ميرزا على شيرازى فرزند مجدد بزرگ، از بزرگان مراجع تقليد در نجف اشرف و متوفاى 1335 ق.
4. آية اللَّه العظمى سيد اسماعيل شيرازى متوفاى 1305 ق.
5. مرجع تقليد شيعيان عالم وارسته حضرت آية اللَّه سيد عبدالهادى شيرازى متوفاى 1382ه.ق(3).
6. والد معظم ايشان عالم زاهد متقى و يكى از مراجع بزرگ قرن چهاردهم حضرت آية اللَّه العظمى حاج ميرزا مهدى شيرازى كه در كربلاى معلى ساكن، و مورد علاقه فراوان مردم بودند و در حرم حضرت سيدالشهدا عليه السلام اقامه جماعت مى فرمودند.

مؤسسات مذهبى
مساجد، مدارس و حسينيه هاى فراوانى به همت ايشان و مقلدان مخلص شان در سراسر جهان تأسيس و داير گرديد كه از جمله مى توان به مساجد و مدارس و حسينيه هاى كانادا و اروپا و كشورهاى خاورميانه و نيز مدرسه علميه زينبيه دمشق اشاره كرد كه عده زيادى طلاب از كشورهاى اسلامى و غير اسلامى در آن به آموختن علوم حوزوى و روش هاى تبليغى مشغولند. در چند نوبت تشرف اين جانب به زيارت اماكن مقدسه در شام توفيق حاصل شد كه خدمت برادر ارجمند ايشان، شهيد سعيد آية اللَّه سيد حسن شيرازى، شرف ياب شوم(4) و در يكى از جلسات به شوخى به ايشان عرض كردم: «در جاى خوبى پايگاه پرتاب موشك درست كرده ايد [به طورى] كه برد آن ها تا كشورهاى غربى و افريقايى مى رسد و مى توانيد از اين جا مبلغان خوبى به تمام جهان اعزام نماييد».
حسينيه هاى فراوانى از طرف مقلدان ايشان در تهران و مشهد و اصفهان و بسيارى از شهرهاى ايران تأسيس گرديد. از جمله آن ها حسينيه و مسجد و درمانگاه گلوبندك تهران است كه در نحوه توليت آن جا و احداث پاركينگ اين جانب پيشنهاداتى داشتم كه مورد قبول ايشان قرار گرفت.
ايشان تصميم داشت براى روحانيون و طلاب قم شهركى نظير مدينة العلم در وسعتى بيشتر و كيفيتى برتر در قم تأسيس كند. مقدمات اين كار هم فراهم شده بود، ولى موانع نامطلوبى اين كار را به تعويق انداخت.

علويان سوريه، شيعه جعفرى
شادروان دكتر عطاء اللَّه شهاب پور، بانى انجمن تبليغات اسلامى و مدير و صاحب امتياز نشريه نور دانش، كه به چند زبان مهم از جمله: عربى، انگليسى، آلمانى، اردو و تركى اسلامبولى آشنايى و تسلط داشت، در بازگشت از سفرى به اروپا و تركيه مى گفت: «طى تحقيقاتى كه انجام داده ام، دريافتم نيمى از جمعيت تركيه شيعه اند». در چند سال اخير مقامات تركيه خود اظهار داشتند كه بيش از بيست ميليون نفر از جمعيت تركيه، علوى هستند.
يكى از علل جدايى شيعيان تركيه از ديگر شيعيان كشورهاى مجاور، مظالم و فشارهايى بود كه از طريق حكومت عثمانى و آتاترك و جانشينانش بر آن ها وارد مى شد. در منطقه «لاذقيه سوريه» بارها كشتار سنگين به راه افتاد. بنابراين آن ها جرأت ابراز عقيده نداشتند و علماى آنان همانند شهيد اول (رحمه الله) به دست عثمانيان متعصب دستخوش ستم و آزار مى شدند و به شهادت مى رسيدند. از اين رو جمعيت شيعه اندك اندك فاقد رهبران علمى شدند و با گذشت روزگاران از عقايد واقعى خود به دور افتادند تا اين كه به گفته يكى از دوستان - كه چند سال نمايندگى مراجع تشيّع را در تركيه داشت - در نهايت چند درويش مسؤوليت راهنمايى و ارشاد شيعيان تركيه را به عهده گرفتند و آن ها به نام علوى معروف شدند.
از آن جا كه مرحوم شيرازى نگاهى همه جانبه داشت، برادر بزرگوارش شهيد آية اللَّه سيد حسن شيرازى را به تماس با علويان سوريه تشويق نمود. در نتيجه اين اقدامات آن ها آشكارا تشيّع خويش را اعلام كردند و خود را از اتهام غلوّ و على اللهى بودن دور دانستند. در حدود دو ميليون نفر به صراحت اظهار تشيّع نمودند و مساجد و حسينيه هايى به نام امام صادق و حضرت زهرا و ديگر معصومين عليهم السلام بنياد نهادند. شخص حافظ اسد، رئيس جمهور فقيد سوريه، نيز از همين جمعيت بود. خودم در سوريه شنيدم كه جنازه يكى از فرزندان حافظ اسد را به روستاى محل ولادتش انتقال دادند و طبق مراسم شيعيان به خاك سپردند. مرحوم آية اللَّه شهيد شيرازى هر وقت به سوريه مى آمد بدون تعيين وقت قبلى به ديدن حافظ اسد مى رفت(5).

راز پيشرفت
يكى از اسباب مهم پيشرفت برنامه هاى مرحوم آية اللَّه شيرازى علاوه بر كثرت تتبع و تحقيق و داشتن خلق وخوى علوى، برخوردار بودن ايشان از ياران وفادار و دوستان مخلص و در رأس همه براداران بزرگوار و برادرزاده ها و فرزندان و دامادها و فاميل درجه اول ايشان بود كه با اخلاص و مقاومت در پيشرفت امور همكارى داشته و دارند به عنوان مثال آية اللَّه شهيد سيد حسن شيرازى كه حوزه هاى علميه لبنان و سوريه و مجامع علمى آن سامان را بنياد نهاد، با اين كه خود مجتهدى توانا و مورد تكريم علماى منطقه بود، همه جا خود را نماينده آن بزرگوار معرفى مى كرد.
برادر ديگرشان حضرت آية اللَّه العظمى حاج سيد صادق شيرازى است كه در عراق و كويت و لبنان آثار ارزنده اى برجاى نهاده، در مجامع علمى مقبوليت خاصى دارد. ايشان همواره از برادر بزرگوارش حمايت مى كرد و هم اكنون نيز حوزه درس خارج آن بزرگوار را در قم ادامه، و به تقاضاهاى مقلدان معظم له در سراسر جهان پاسخ مى دهد و زهد و تقوا و مقبوليت و جاذبه خاصى دارد.
از فرزندان بزرگوار ايشان آية اللَّه حاج سيد رضا شيرازى است كه هم اكنون به تدريس بحث خارج اصول در قم اشتغال دارند.
اميد كه اين چراغ هاى فروزنده، در هدايت و ارشاد طالبان و معرفى مكتب اهل بيت عليهم السلام همواره موفق باشند و جامعه تشيّع از وجودشان بيشتر برخوردار گردد و در پرتو عنايات حضرت بقية اللَّه عليه السلام از گزند حوادث مصون باشند، آمين.

تهران - ابراهيم وحيد دامغانى، مدير نشريه نداى قوس
رجب المرجب 1425ق/ شهريور 1383 ش.


1) بحارالانوار، ج 67، ص 309.
2) ر.ك: وحيد دامغانى، پيكار مقدس حضرت زيد و فرزندانش.
3) در ارتحال سيد زاهد و عالم بزرگ، سيد عبدالهادى شيرازى، جهان اسلام و سراسر ايران به سوگ نشست و اين جانب در مجلسى كه در سمنان و از طرف علامه آية اللَّه حائرى مازندرانى منعقد شد سخنرانى نمودم (وحيد دامغانى).
4) در يكى از سال هاى دهه پنجاه خورشيدى در مدينه منوره كشف گرديد كه حزب بعث عراق براى ترور ايشان مأمورانى فرستاده اند كه پس از ثبوت صحت خبر، ايشان از ادامه سفر منصرف شد تا از خانه خدا هتك حرمت نگردد، ولى سرانجام در سال هاى بعد در لبنان به دست عوامل كثيف استعمار به شهادت رسيد. علاقه مندان به تاريخ زندگى ايشان شهيد انقلاب اسلامى عراق نوشته محقق گرامى آقاى حاج شيخ على كاظمى مراجعه نمايند.
5) براى اطلاع بيشتر درباره علويان و تلاش هاى آية اللَّه شهيد سيد حسن شيرازى به كتاب شهيد انقلاب اسلامى عراق تأليف دانشمند متتبع آقاى حاج شيخ على كاظمى مراجعه شود.