نقش حساس اجتهاد در حل مشكلات

بقلم: حجة الاسلام و المسلمين عزيز اللَّه حسنى اردكانى

بسم اللَّه الرحمن الرحيم

فيها إلى رواة أحاديثنا...(1)؛ و در حوادث واقعه (مسائل روز آمد)، به راويان احاديث ما رجوع كنيد.
«حوادث واقعه» يا «مسائل مستحدثه» مسائل جديد و نوپديدى است كه در هر زمان مطرح مى گردد و امام عليه السلام پاسخگويى به آن ها را بر دوش فقها و دانشمندان علوم اسلامى نهاده است. در هر زمان پيشرفت هاى علمى و جهانى، پرسش ها و مسائل جديدى مطرح مى كند و افكار دين ورزان را به خود مشغول مى دارد. اين مسائل نوظهور، دانشمندان علوم اسلامى، به ويژه مجتهدان و مراجع بزرگ را در برابر انبوهى از وظايف جديد قرار مى دهد.
دنياى امروز، ميدان برخورد آرا و تضارب افكار گوناگون است. موج نوجويى و نوخواهى امروز دست در طرد و نفى سنت ها و آداب كهن دارد، تا جايى كه برخى را اين پندار است كه مذهب، با نوجويى و نوخواهى سرِ ناسازگارى دارد. اين جماعت ناآگاه مى پندارند كه دين در جامعه ى متمدن امروز كارى از پيش نمى برد، بنابراين بايد يكسره طرد گردد و به دست فراموشى سپرده شود. هم چنين معتقدند كه مسائلى چون: آزادى، دموكراسى، عدالت اجتماعى و عدالت اقتصادى از مباحث امروزين جهان و زاده انديشه ورزان اين دوران است و دين و علماى دين در تحقق آن نمى توانند گامى بردارند، اما به رغم اين سخنان، معتقديم كه اسلام دين خاتم است و پابند زمان و مكان معينى نيست. اسلام آيينى فراگير است كه در هر زمان براى نيازهاى فردى و اجتماعى بشر پاسخ درخور دارد و در برابر هيچ مشكلى در بن بست ناتوانى و بى پاسخى قرار نمى گيرد.
مفتوح بودن باب اجتهاد از ويژگى هاى مذهب ارجمند تشيع است كه به موجب آن، عالمانِ دين فهم و پارسا در هر زمان مى توانند پاسخگوى پرسش هاى نوپديد باشند. يكى از اصول اجتهاد داشتن آگاهى كافى و وافى از اوضاع و احوال روزگار است كه در تطبيق قواعد كلى بر مسائل نوپديد فرعى، فراوان به كار مى آيد. امروزه دنياى اسلام با «ايسم»ها، انديشه ها، پرسش ها و مكاتب الحادى و ضد دين درگير است و تنها مراجع بزرگ دين و آگاهان به مسائل عصرى و جهانى قادر به اقناع وجدان هاى آگاه و جوابگويى به شبهات و مبارزه مستدل و آگاهانه با تهاجم فرهنگى اند.
در كتاب كافى از امام جعفر صادق عليه السلام نقل شده است كه فرمودند: «العالم بزمانه لا تهجم عليه اللوابس(2)؛ كسى كه اوضاع و احوال زمانه خويش را به درستى بشناسد، در برابر شبهه ها غافلگير نمى شود [و به خوبى از عهده پاسخ به ايرادها و انتقادها بر مى آيد]».
اساس اجتهاد بر دريافت احكام الهى از منابعى چون: كتاب، سنت، عقل و اجماع استوار است. براى رسيدن به چنين مقامى بايد ساليان متمادى رنج تحصيل علوم مختلفى مانند: ادبيات، منطق، معانى، بيان و از همه مهم تر فقه و اصول را بر خود هموار كرد، اما يك فقيه توانا براى پاسخگويى به پرسش ها و صدور فتوا، علاوه بر مقام علمى، مى بايست بر بسيارى از مسائل، از جمله آگاهى هاى عصرى و آشنايى با زمان و زمانه خويش احاطه داشته باشد.
مجموعه يكصد و پنجاه جلدى موسوعة الفقه از آثار گران بهاى مرجع بزرگ تقليد حضرت آية اللَّه مرحوم حاج سيد محمد حسينى شيرازى (رحمه الله) را كتابى ديدم كه روح استنباط و اجتهاد و نيز احاطه به مسائل زمان در آن متجلى است. با مطالعه اين اثر سترگ بر دغدغه هاى فكرى و احساس مسؤوليت پذيرى آن مرجع عظيم الشأن واقف شدم. آن بزرگوار در تمام عمر در راه تحقيق آرمان هاى اسلامى و تبيين و نشر آموزه هاى دينى شورى در سر و خامه اى در دست داشت و تمام انديشه و همت و نيروى خود را در اين راه به كار گرفته بود. رضوان الهى بر او باد.

حسنى


1) كمال الدين، ج 2، ص 483.
2) كافى، جلد 1، ص 26.