ستاره درخشان فقاهت

بقلم: حجة الاسلام والمسلمين شيخ قاسم رياحى پور

بسم اللَّه الرحمن الرحيم

روى الصدوق في الخصال عن رسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم انه قال: «ثلاثة يشفعون الى اللَّه يوم القيامة الأنبياء ثم العلماء، ثم الشهداء(1)؛ سه گروه در روز قيامت به نزد خدا شفاعت خواهند كرد: پيامبران، عالمان و شهيدان».
 

درآمد
از ديدگاه قرآن مجيد خداوند متعال عالم هستى را به نحو تكوينى هدايت مى كند. تعبير قرآن اين است: «ربّنا الذي اعطى كل شي ء خلقه ثم هدى(2)؛ گفت: پروردگار ما كسى است كه هر چيزى را خلقتى كه در خور اوست داده، سپس آن را هدايت فرموده است». هم چنين در سوره اعلى مى فرمايد: «والذي قدّر فهدى (3)؛ و آن كه اندازه گيرى كرد و راه نمود». نمونه هايى از هدايت تكوينى را در حركت زمين و ماه و خورشيد مشاهده مى كنيم. نباتات و گياهان با رنگ ها و طعم ها و بوهاى مختلف و ميوه هاى گوناگونى كه از درختان به وجود مى آيد، نيز صورت هاى مختلفى از هدايت الهى است. نيز هدايت فطرى و غريزى را در حيوانات برى و بحرى و وحوش و طيور به خوبى مشاهده مى كنيم. مواردى از اين دست نشان مى دهد كه هادى كل موجودات به هدايت تكوينى و فطرى و غريزى خداى متعال است.
 

انسان گل سرسبد موجودات
انسان به تعبير قرآن اشرف موجودات است و خداى متعال تاج كرامت بر سر او نهاده است. خداى تبارك و تعالى مى فرمايد: «ولقد كرمنا بني آدم(4)؛ و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتيم» و نيز مى فرمايد: «ولقد خلقنا الانسان في أحسن تقويم(5)؛ براستى انسان را در نيكوترين اعتدال آفريديم»، هم چنين فرموده است: «سخر لكم ما في الأرض(6)؛ خدا آنچه در زمين است به نفع شما رام گردانيد». با توجه به اين كه انسان موجودى است مختار لذا بيشتر از ساير موجودات نياز به هدايت دارد و خداوند چند عامل هدايت براى انسان قرار داده كه در رأس آن ها عقل است.
 

عقل، مهم ترين هادى انسان
از نعمت عقل به عنوان رسول باطنى يا حجت درونى تعبير شده است عقل به راستى در نهاد انسان همانند چراغ پرفروغى است كه خير و شر و خوب و بد را به آدمى مى نماياند. از عقل به عنوان «اول ما خلق اللَّه(7)» ياد شده و معيار ثواب و پاداش و تكاليف الهى است كه ذات حق تعالى خطاب به آن فرمود: «اياك اثيب واياك اعاقب اياك آمر واياك انهى(8)».
خواجه عبداللَّه انصارى در مناجات خود به خدا عرض مى كرد: «خدايا، به كسى كه عقل دادى چه ندادى و به كسى كه عقل ندادى چه دادى». در حديث هشاميه اصول كافى آمده است كه حضرت كاظم عليه السلام فرمود: «از نشانه هاى انسان هاى عاقل اين است كه دنيا و آخرت را مقايسه مى كنند و آنچه براى انسان باقى است آن را انتخاب مى نمايند».
 

دومين عامل هدايت
انبياء الهى عليهم السلام را مى توان به عنوان هاديان و راهنمايان بشر نام برد كه بر اساس روايات 124 هزار پيامبر براى هدايت بشر از ظلمات جهل و بت پرستى به راه هدايت و توحيد و خداپرستى مبعوث شدند كه پيامبر اسلام، خاتم آنان است. آن حضرت در طول 23 سال دوران نبوت در مقابل خيره سرى و عناد بى خردان جامعه به خداى متعال عرض مى كرد: «اللّهم اهد قومى فإنهم لايعلمون(9)؛ خدايا، قوم مرا هدايت كن چرا كه نادانند». اين هدايت در قيامت نيز به صورت شفاعت تجلى خواهد كرد تا مسلمانان را به سعادت ابدى برساند.
 

سومين عامل هدايت، قرآن مجيد
قرآن نيز مهم ترين كتاب هدايت است كه خداوند بزرگ اين كتاب را كتاب هدايت معرفى مى كند: «ان هذا القرآن يهدي للّتي هي أقوم(10)؛ قطعاً اين قرآن به آيينى كه خود پايدارتر است راه مى نمايد». قرآن درمان دردهاى درونى و مايه شكافته شدن ظلمات گمراهى است.
 

علما، هاديان امت
يكى ديگر از عوامل هدايت در جوامع بشرى علما و فقها مى باشند كه رهروان راه انبيا هستند و از فقهاى اسلام در روايات به عنوان «أمناء الرسل و ورثة الأنبياء(11)» ياد شده و درباره آنان آمده است: «لولا العلماء لاندرس آثار الأنبياء(12)؛ اگر علما نبودند آثار پيامبران مندرس مى گرديد».
در جوامع روايى ما احاديث متعددى از معصومين عليهم السلام رسيده كه طى آن حضور در محضر علما با ساير عبادات مورد مقايسه قرار گرفته است. اميرالمؤمنين عليه السلام مى فرمايد: «حضورُ مجلسِ عالم أفضل من حضور ألف جنازة: وحضورُ مجلسِ عالم خير من عيادة ألف مريض. النظر الى وجه العالم خير لك من اعتكاف سنة فى بيت اللَّه الحرام، و احب الى اللَّه من سبعين طوافا حول البيت، وخير من صيام الف يوم ومن عبادة الف ليلة لان اللَّه تبارك وتعالى يُطاع بالعلم ويُعبد بالعلم(13)؛ حضور در مجلس عالم از شركت در تشييع جنازه هزار مؤمن برتر و از عيادت هزار مؤمن بيمار بهتر است. نگريستن در چهره عالم براى تو از يك سال اعتكاف در خانه خدا بهتر و نزد خدا از هفتاد بار طواف گرد خانه خدا محبوب تر و از روزه هزار روز و عبادت هزار شب بهتر است، چرا كه خداى - تبارك و تعالى - به وسيله دانش فرمانبردارى و هم بدان وسيله، پرستيده مى شود.
 

اهميت حفظ آثار علما
امروزه گفته مى شود: حفظ خون شهيدان لازم است. اگر بى حجابى يا فعل منكرى در بين مردم مشاهده شود يا نسبت به اقامه نماز و روزه بى توجهى گردد مى گويند: خون شهدا را حفظ كنيد كه در اين راه به شهادت رسيدند. من معتقدم در كنار حفظ خون شهدا بايد گفت: زحمات علما و فقها را نيز بايد حفظ كرد؛ زيرا آنچه ما در اختيار داريم از كتب و منابع فقهى و روايى و احاديث اهل بيت عليهم السلام گرفته تا احكام شرعى و مسائل اعتقادى و اخلاقى و آداب و سنن اسلامى، نتيجه زحمات طاقت فرساى علما و فقهاى بزرگوار گذشته رحمهم الله مى باشد.
 

ستاره درخشان فقاهت
يكى از ستارگان درخشانى كه در اين نوشتار نام مباركش زينت بخش اين سطور است، فقيد سعيد، علامه مجاهد، مفسر مدقق، مؤلف كم نظير، مربى اخلاق، آية اللَّه العظمى حاج سيد محمد شيرازى قدس سره است كه بيش از هفتاد سال با صرف زحمات زياد و مجاهدت هاى طاقت فرسا همراه با مهاجرت هاى متعدد با قلم و بيان و بنانش براى اسلام و مسلمانان خدمات ارزنده اى انجام داده است.
 

بزرگ فقيه ناشناخته
او بزرگ مردى است كه در زمان خود ناشناخته ماند. با آن كثرت تأليفات و آثار علمى و فرهنگى و اجتماعى فراوان متأسفانه در هنگام حياتش در اكثر بلاد ايران نام ايشان را نشنيده بودند كه اين مطلب كوتاهى ما در معرفى اين شخصيت بزرگ و مظلوميت و غربت ايشان را حكايت مى كند.
در نهج البلاغه حضرت على عليه السلام آمده است: «وتعرفونني بعد خلوّ مكاني(14)؛ آن روزى مرا خواهيد شناخت كه در ميان شما نيستم».
تا هستم اى رفيق ندانى كه كيستم
روزى سراغ وقت من آيى كه نيستم
اما با اين حال كسانى كه اين مجاهد بزرگ را مى شناختند، مى دانستند از چه خاندان بزرگى است و چه خدمات والا و ارزشمندى در كشورهاى اسلامى انجام داده است. دوره الفقه ايشان متجاوز از 120 مجلد نشان از زحمات طاقت فرسا و تلاش هاى شبانه روزى معظم له در نشر فقه آل محمد صلى الله عليه وآله وسلم دارد و اين همه غير از خدمات بزرگ علمى و فرهنگى و شروحى است كه بر كتب درسى حوزه هاى علميه نوشتند.
اما با اين همه آن مرد بزرگ در گوشه اتاق كوچك نشسته و همانند گنجى در ويرانه بود. كسى به فريادهاى او گوش فرا نمى داد و جامعه از افكار ابتكارى او استفاده نمى كرد و در جرايد و رسانه ها نامى از آن بزرگ مرد آورده نمى شد. اين ها مسائلى است كه دل انسان را آزرده مى كند و از اوج غربت و مظلوميت اين بزرگ مرد حكايت مى كند.
 

سال هاى توفيق درك محضر
نگارنده با آن كه چند سالى توفيق درك محضر ايشان را داشتم دريافتم كه با تمام وجودش خدا را باور داشت و صحنه حساب و معاد را با چشم بصيرت مشاهده مى كرد و دنيا در نظر او بسيار حقير و ناچيز بود. تمام سعى او اين بود كه رفتار او الگوى نيكويى براى ديگران باشد.
 

دورى از هر گونه تشخيص و تمايز
حتى يك بار هم ديده نشد در آن اتاق كوچكى كه كف آن با يك موكت كهنه پوشيده شده بود و ظرفيت آن اتاق بيش از ده نفر نبود، روى صندلى بنشيند، بلكه همانند ديگران روى زمين مى نشست. گاهى كه بعضى از شخصيت هاى عالى مقام به ديدار ايشان مى آمدند مى ديدم كه با زحمت بلند مى شد و احترام مى نمود و با آن كه آرترزِ پا داشت روى صندلى نمى نشست. آن بزرگوار هيچ امتيازى براى خود قائل نبود و خود را همانند بقيه ى مردم مى ديد.
 

آرزوهاى مردان بزرگ
او هميشه مى فرمود: معارف اسلام و حقايق دين را به هر نحوى كه شده بايد به گوش مردم دنيا رساند. دنياى مسيحيت با تمام وجود در حال تلاش و فعاليت براى ترويج دين مسيح عليه السلام است. به عنوان مثال يكى از نويسندگان (يا هنرمندان) آمريكايى كتابى نوشته و اين كتاب در تيراژ يك ميلياردى به چاپ رسيده و در سراسر عالم منتشر شده است. امروز برماست كه ما نيز يك ميليارد كتاب در معرفى دين اسلام چاپ و به مردم سراسر دنيا عرضه نماييم. چنين مسائلى از جمله آرزوهاى آن بزرگ مرد بود.
 

آرزوى يك ميليارد كتاب
يكى از بستگانش مى گفت: يك شب در منزل آقا بودم. نزديك سحر بود. ديدم ايشان در گوشه حياط منزل نشسته و مشغول تلاوت قرآن است. سلام كردم و خدمت ايشان عرض كردم: آقا در اين اوقات سحر از خدا چه مى خواهيد؟ فرمود: از خدا خواستم به من توفيق عنايت كند كه بتوانم يك ميليارد كتاب در معارف و حقايق اسلام به زبان هاى زنده دنيا چاپ كنم و به مردم دنيا عرضه نمايم.
 

تلاش در نشر مجله اى به زبان عبرى
در اواخر عمر شريف ايشان يك روز قبل از ظهر در محضرشان بودم و جمعى از دوستان از جمله دانشمند محترم حجة الاسلام والمسلمين مرحوم سيد نعمت اللَّه هاشمى نژاد نيز حضور داشت. مرحوم آقا به يكى از جوانان دانشگاهى كه از تهران به ديدن ايشان آمده بود فرمود: «مى خواهم نشريه اى به زبان عبرى منتشر شود تا تمام يهوديان بتوانند با دين اسلام آشنا شوند». نيز فرمود: «قصد داريم در شبكه جهانى اينترنت معارف اسلام را به زبان عبرى به يهوديان عالم برسانيم». ايشان معتقد بود دين اسلام كه دين عقل و منطق است اگر به مردم عالم عرضه شود، چون موافق طبع و فطرت است آن را مى پذيرند.
 

مقابله با تهاجم فرهنگى غرب
او در خصوص تهاجم فرهنگى غرب برداشتى جالب توجه داشت كه حقير بارها آن را از ايشان شنيده بودم. ايشان مى فرمود: «غرب سعى مى كند با تهاجم فرهنگى اخلاق جوامع اسلامى را دگرگون كند و هر مكتبى براى پيشرفت اهداف خود سعى در تهاجم فرهنگى دارد تا بتواند افراد را به خود جلب كند. لذا ما بايد با تهاجم فرهنگى غرب مقابله كنيم و تهاجم آنان را با تبليغات اسلامى و نشر كتب و مجلات و رساندن معارف دينى خنثى كنيم. ما با طرح مسائل اعتقادى و حقايق اسلام مى توانيم تهاجم فرهنگى غرب را با انجام فعاليت هاى فرهنگى پاسخ دهيم و بر آنان غلبه نماييم. لذا هرگز نبايد در مقابل تهاجم دنياى غرب بر عقايد و اعتقاداتمان دست روى دست بگذاريم و فقط اظهار تأسف كنيم».
 

روح خستگى ناپذير
اين فقيه بزرگوار معتقد بود كه حتى يك ساعت از عمر و اوقات را نبايد ضايع كرد و هيچ گاه نبايد طلاب حوزه هاى علميه صرفاً به ايام تحصيلى محدود اكتفا كنند و مى فرمود: آقايان طلبه ها ايام تعطيلى ندارند هر روز آنان جزو ايام تحصيلى است. آنان در ايام تعطيلات حوزه بايد به تحقيق و تأليف و تفسير و مطالعه نهج البلاغه و حفظ قرآن و نيز تهيه مطالب در موضوعات مختلف براى ايام تبليغى بپردازند و اين امور را از وظايف خود بدانند.
 

خواب اندك
يكى از شاگردان ايشان مى گفت: چند شبى در سفر خراسان در مدرسه امام رضا عليه السلام با آية اللَّه العظمى شيرازى بوديم. ايشان خوابش بسيار كم بود. وقتى از ايشان سؤال شد كه چرا خواب شما اين مقدار كم است؟ فرمود: «بايد خواب را مضمضه كرد و مختصر خوابيد. اين كه انسان در 24 ساعت هشت ساعت بخوابد ديگر وقتى باقى نمى ماند». همين انديشه هاى بلند بود كه ايشان را واداشت با استفاده بهينه از اوقات، در هزار و دويست كتاب در موضوعات مختلف اسلامى تأليف نمايد و به جامعه اسلامى عرضه كند.
 

ديدارى از اندرونى منزل در قم
ايشان در منزلى زندگى مى كرد كه از هر گونه تجملات و تشريفات و در مسكن و خوراك و پوشاك به حداقل اكتفا مى كرد. پس از ارتحال آن مجاهد بزرگ در اندرونى منزل باز شد و جمعيت زيادى از محل سكونت ايشان ديدار مى كردند و با حال منقلب و چشم اشك بار برمى گشتند.
من نيز رفتم و از نزديك مشاهده كردم. به راستى كه من طلبه اى را در قم سراغ ندارم كه چنين زندگى ساده و زاهدانه اى را براى خود دست و پا كرده باشد.
 

پيشنهادى به فرزندان معظم له
در اين جا به آقازادگان محترم ايشان پيشنهاد مى كنم كه خانه مسكونى ايشان را به همان صورت نگه دارى كنند. اتاق استراحت و مطالعه و زيرزمينى كه در اوقات گرم تابستان در آن جا به تأليف و مطالعه مى پرداخت به همان صورت حفظ شود تا آيندگان و مردم عالم بدانند و ببينند كه در شهر مذهبى قم در حوزه علميه و در ميان مراجع و فقهاى عالى قدر اين شهر فقيه و مرجع تقليد و مجاهدى بزرگ در چنين فضاى ساده اى زندگى مى كرد. او در چنين منزل كوچك و ساده اى زيست اما با افكار بلند و همت عالى و تأليفات بى نظير و اخلاق الهى و خدمات اجتماعى و علمى و فرهنگى كه در تمام ممالك اسلامى و غير اسلامى ايجاد نمود نشان داد كه مكتب شيعه چنين افتخاراتى دارد. وقتى نسل هاى آينده اين خانه را ببينند علم و اجتهاد و زهد و تقوا و اخلاص و اخلاق و باورهاى دينى پيش چشمانشان مجسم خواهد شد و به چنين رهبران دينى فخر و مباهات خواهند كرد.
در پايان مطلب بايد متذكر شوم همان طورى كه شيخ مفيد و شيخ طوسى و مرحوم كلينى و شيخ صدوق و شيخ انصارى و صاحب جواهر و ديگر علماى بزرگ شيعه قدس سره م زنده مى باشند، اين بزرگوار نيز - با آن خدمات و تأليفات - براى هميشه زنده خواهد بود.
اميد است خداى بزرگ اين عالم عامل را با اجداد پاكش محشور فرمايد و ما را قدردان زحمات آنان قرار دهد. والحمد للَّه رب العالمين.

9/شعبان المعظم/1425 ق.
قم - شيخ قاسم رياحى پور


1) خصال الشيعه، ص 75.
2) طه، آيه 50.
3) اعلى، آيه 3.
4) اسراء، آيه 70.
5) تين، آيه 4.
6) حج، آيه 65.
7) بحارالانوار، ج 1، ص 97.
8) كافى، ج 1، ص 10.
9) بحارالانوار، ج 20، ص 117.
10) اسراء، آيه 9.
11) .
12) قال ابوعبداللَّه عليه السلام : رحمة اللَّه زرارة بن اعين لولا زرارة و نُظراؤه لأندرست آثار النبوة: اختصاص ص 67.
13) مجموعه اين روايات در لئالى الاخبار، ج 2، ص 253 و ص 263 موجود است.
14) نهج البلاغه، گفتار 149.