فقيهى جامع‌

اين مقاله توسط دانشمند محترم جناب مستطاب  حجة الاسلام و المسلمين آقاى حاج سيد محمد صادق بروجردى  نوه مکرم مرجع عاليقدر جهان تشيّع حضرت آيت الله العظمى  سيد حسين بروجردى (قدس سره) به رشته تحرير در آمد است. پايگاه آيت الله العظمى شيرازى ضمن تقدير و تشکر از نويسنده محترم توجه شما را به اين مقاله جلب مى کند.

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله رب العالمين وصلّى الله على سيّدنا محمّد وآله الطاهرين ولعنة الله على اعدائهم ومخالفيهم من الان الى قيام يوم الدين.

وامّا بعد ـ چون در نظر است كه بمناسبت سالگرد ارتحال عالم ربانى، اسوه علم و تقوى، مظهر اخلاق و كرامات انسانى، حضرت آية الله العظمى آقاى حاج سيدمحمد شيرازى نور الله مضجعه الشريف كتابى راجع به شرح حال آن فقيد به رشته تحرير در آيد، بعضى از دوستان و سروران مايل بودند كه حقير نيز خاطرات خود را تا آنجا كه ذهن قاصر اقتضا مى كند در ضمن سطورى چند نوشته و من باب ألق دلوك فى الدلاء(1) تقديم نمايم.

اگر چه مراتب علمى و فضايل اخلاقى معظم له مستغنى از تعريف است، لكن در مقام امتثال و به تأسى از سفارشات آن عالم بزرگوار كه همواره به دوستان و ارادتمندان امر به ثبت معلومات و درج خاطرات داشتند، چند جمله اى را ذيلا به عرض مى رسانم.

... فقيد سعيد مرجعى والا مقام، استادى ماهر، خطيبى توانا، نويسنده اى سخت كوش، خدمتگزارى پرتلاش، محقّقى دقيق، اديبى فرزانه، مديرى مطلع و آينده نگر، فردى ساده زيست و در كوتاه سخن، انسانى قليل المؤونه و كثيرالمعونه و فردى جامع الاطراف بود كه متأسفانه در زمان حيات پربركتشان آنچنان كه بايد و شايد از وجود ذى جودشان استفاده نشد و قدرشان مجهول و مخفى ماند و بازگو كردن اين كمالات و سجايا بعد از ممات اگر چه موجب مزيد حسرت و حرمان است ليكن اميد است كه چراغى فرا راه آيندگان و اسوه اى براى پويندگان علم و دانش، حقيقت و معنويت، زهد و تقوى و... باشد. ;ان شاء اللّه تعالى;

البته از نظر مراتب علمى و مدارج تحصيلى در حدّ همچو منى ـ به عنوان يك طلبه مبتدى ـ نيست كه بتوانم اظهار نظرى كرده يا موقعيت علمى معظم له را به ديگران معرفى نمايم. فقط به همين اندازه اشاره كنم كه متجاوز از چهل سال مرجعيّت و زعامت داشتن و بيش از صدها محصّل ممتاز در حوزه درس خود پرورش دادن و از تمام لحظات زندگى در راه مطالعه و تحقيق در كتب فقهى، اصولى، رجالى، تفسيرى و تاريخى استفاده كردن و شبانه روز مطالب سودمند و قابل استفاده براى همگان را بر صفحه كاغذ نگاشتن و على المحكى قريب هزار اثر علمى در رشته هاى مختلف از خود به جاى گذاشتن، خود بهترين شاهد و گوياترين دليل بر استعلاى مقام و جايگاه علمى آن مرجع والا مقام است. چرا كه، بيهوده سخن بدين درازا نشود، مضافاً اينكه بنده در اين نوشتار در صدد بازگو كردن اين جهت نيستم و بيشتر مايلم برخى ازسجاياى اخلاقى وكرامات نفسانى اين بزرگ مرد رابه نحو مختصر و گذرا اشاره كنم. تو خود حديث مفصل شنو از اين مجمل.

هرگز عصبانيت اين مرد را نديدم!

از ويژگيهاى ذاتى معظم له كه شايد سرآمد تمام خصوصيتهاى ايشان باشد متخلّق بودن به اخلاق اسلامى به معناى واقعى كلمه و حسن سلوك ايشان در معاشرت با مردم بود، به اين معنا كه اگر كسى يك مرتبه با ايشان ملاقات مى كرد، ادب و متانت و سعه صدر و بزرگوارى معظم له بحدّى او را مجذوب و مفتون مى نمود كه اگر تا آخر عمر توفيق ديدار مجدّد نمى يافت، هرگز حلاوت و شيرينى ديدار اوّل را فراموش نمى كرد.

و بنده با اينكه در اوقات مختلف و بدون اطلاع قبلى در خدمت دوستان به حضور ايشان شرفياب مى شديم، هرگز عصبانيت اين مرد را نديدم! با اينكه همواره در مسير زندگى مخصوصاً براى افرادى كه بيشتر با مردم در تماس هستند موجبات نگرانى و عصبى شدن در آنها بيش از افراد عادى است و كمتر كسى مى تواند با كنترل خود و روحيه اى آرام و چهره اى متبسّم از كنار مشكل بگذرد، و اين حُسن برخورد در تمام اعضاى بيت معزّز ايشان از نزديك ترين افراد تا كارگزاران محترم و مباشرين امور به خوبى نمايان و مشهود است.

 توصيه هاى معظم له

از ويژگيهاى ديگر معظم له اينكه با هر فردى طبق موقعيّت شغلى، سنّى و فكرى او صحبت مى نمودند، به عنوان مثال من بارها شاهد بودم كه اگر جوانى به حضور ايشان شرفياب مى شد فوراً از ميزان تحصيلات و شغل او سؤال مى شد و پس از آن نسبت به تأهّل يا تجرّد او سؤال مى نمودند كه اگر پاسخ منفى بود، آن شخص را خيلى تشويق و تحريص مى نمودند كه فوراً ازدواج كند، و بعد خيلى آرام و متين معمولا پنج توصيه كه با انگشتان مبارك اِعداد مى فرمودند به مخاطب داشتند:

اوّل: سعى كنيد هميشه نمازتان را در اوّل وقت بخوانيد. زيرا نتايج بى شمارى بر آن مترتب است.

دوم: هيچ گاه عصبانى نشويد. زيرا به غير از ندامت و پشيمانى ثمر ديگرى ندارد.

سوم: هميشه با اخلاق خوب و حُسن برخورد با مردم رفتار كنيد و اگر كسى احياناً حرف نامربوطى به شما زد، در صدد تلافى و مقابله به مثل نباشيد.

چهارم: در هر شغل و مقامى كه هستيد تا جايى كه برايتان مقدور است، از كمك در حل مشكلات افراد مضايقه نكنيد زيرا بى اعتنايى به صاحبان حاجت توفيق كار خير را از انسان سلب مى كند.

پنجم: اگر صاحب قلم هستيد، بنويسيد و اگر بيان داريد براى دوستانتان صحبت كنيد و معلومات خود را به آنان منتقل نماييد.

البته نصايح و ارشادات ديگرى هم داشتند كه فعلا از حوصله درج خارج است. اگر مخاطبشان فردى خطيب و سخنران بود، توصيه اكيد مى فرمودند كه شما مطالب منبرهايتان را بنويسيد، سپس به صورت كتاب، چاپ و در دسترس ديگران قرار دهيد. البته بعضى از مخاطبين چنين پاسخ مى دادند كه گفتار ما همان مطالب مندرج در كتابهاست و چاپ مجدّد مطالبى كه ديگران قبلا نوشته اند چندان لطفى ندارد كه معظم له بلافاصله مى فرمودند: اينطور نيست و به قول معروف هر گُلى بوى خاصّى دارد. به همين دليل تراوشات هر قلمى براى عدّه خاصى جالب و جاذب است و شما الآن را ملاحظه نكنيد بلكه پنجاه سال ديگر رادرنظربگيريد كه شايدكتاب شمادرآن زمان بعنوان كتاب مرجع تلقى شود چرا كه كتب موجود را نيز افرادى مانند شما نوشته اند و پس از گذشت زمان به عنوان مأخذ و منبع از آن استفاده مى شود.

عالم دينى و در عين حال خبير به مسائل روز

ديگر از خصوصيات معظم له كارگشايى و خدمت به مردم بود، يعنى قبل از توصيه به ديگران خود عامل به اين امر مهم بودند. به همين دليل هر صاحب حاجتى را با روى گشاده و سماحت صدر و تبسّم مليحى كه هميشه در سيماى مباركشان پديدار بود به حضور پذيرفته و پس از استماع مطلب يا مشكل او بلافاصله با احضار بعضى از كارگزاران بيت، به نحوى كه حاضرين در جلسه متوجّه نشوند ـ به طور نجوى ـ نسبت به حل مشكل يا اجابت مورد خواسته شده اوامر مقتضى صادر مى فرمودند و من هيچ گاه نديدم كه رفع نياز شخص را (اعم از اقدام كتبى يا اعطاء نقدى) به وقت ديگرى احاله دهند.

از خصوصيّات ديگر آن عالم ربّانى وقوف و اطلاعشان نسبت به مسائل روز بود، به نحوى كه انسان در مقام گفتگو با معظم له متوجّه مى شد كه از اكثر قريب به اتفاق مسائل جاريه و مطالبى كه توسط رسانه هاى داخل و خارج و حتى موضوعات معنونه در جرائد مختلف مطّلع مى باشد و در مقام اخبار يا استشهاد به بعضى از مطالب به ذكر دقيق مأخذ اشاره مى فرمودند، به همين دليل گرايش نسل جوان به ايشان به عنوان يك مرجع دينى و در عين حال خبير به مسائل روز واقعاً چشمگير بود. 

تشويق به برگزارى مجالس امام حسين (عليه السلام)

همچنين معظم له نسبت به تبليغ احكام دينى و ترويج و توسعه شعائر اسلامى در بين اقشار مختلف مردم مخصوصاً نسل جوان با توصيه به ساختن مسجد، حسينيّه، كتابخانه و مراكزى از اين قبيل اهتمام عجيبى داشتند و از كوچكترين فرصت ها جهت نيل به اين هدف عالى استفاده مى نمودند، كه در اين مورد به دو مطلب عينى اشاره مى كنم:

مطلب اوّل: بنده چندى قبل بنا به دعوت يكى از دوستان سفرى به كويت داشتم. در طول اقامت چند روزه ديدم كه اكثر افراد در محلّه هاى مختلف مكانى را در منزلشان به عنوان ديوانيه(2) نامگذارى كرده اند و به تناوب در طول هفته هر شب در تعدادى از اين منازل مجلس روضه برقرار و صاحبان مجالس با چاى و ميوه و شام از شركت كنندگان كه بيشتر آنها جوان بودند پذيرايى مى كردند، من راجع به انعقاد اين مجالس و قدمت آن از بعضى آقايان محترم سؤال كردم كه همگان ضمن بزرگداشت نام و ياد حضرت آيت الله العظمى شيرازى(قدس سره) و طلب رحمت و غفران الهى به روان پاك ايشان اظهار مى داشتند كه برگزارى بيشتر اين جلسات از ابتكارات معظم له و مربوط به بيست و اندى سال قبل است كه ايشان در كويت ساكن بودند و با سفارش و توصيه هاى اكيدشان اين سنّت حسنه را بين افراد مرسوم و جوانان را به حضور در اين مجالس تشويق و ترغيب مى فرمودند. البته بعضى از مجالس هم دهها سال قدمت زمانى داشتند كه بانيان محترم نسلا بعد نسل اين سنّت مرضيه را در منزل خود حفظ نموده و چه بسا وجود همين مجالس با سابقه، زمينه ساز تشكيل مجالس جديد مى باشد.

ناگفته نماند كه فعلا نيز آثار اين خدمت خداپسندانه به خصوص در طبقه جوان تحصيل كرده و روشنفكر از لحاظ تديّن و تعبّد به احكام شرعى و تخلّق به اخلاق اسلامى و التزام به شركت در مجالس مذهبى به خوبى مشاهَد و محسوس است.

مطلب دوم: ميزبان محترم در كويت، كتابخانه تقريباً مفصّلى در منزل داشتند كه صرف نظر از كتابهاى علمى، تاريخى و تفسيرى و... نسخ زيادى از روزنامه ها و مجلّه هاى منتشره از سالهاى قبل در آنجا به چشم مى خورد. ايشان خود اظهار داشتند كه روزى در قم خدمت مرحوم آقا شرفياب شدم و عرضه داشتم دنيا اعتبارى ندارد و بسيار مايلم بعد از خود اين كتابخانه به عنوان صدقه جاريه در خدمت افراد باشد. ايشان بلافاصله فرمودند: در كويت كتابخانه اختصاصى براى خانمها وجود ندارد، اگر هم باشد خيلى كمتر از حدّ نياز است. شما محلّى را تهيّه كنيد و كتابها را به آنجا منتقل و به عنوان كتابخانه عمومى در اختيار بانوان قرار دهيد. عرضه داشتم تهيّه محل، هزينه هنگفتى مى طلبد و من چنين تمكّنى ندارم، معظم له فرمودند: خداوند بخيل يا عاجز از تأمين محلّ نيست شما اقدام كنيد ان شاء الله خداوند متعال تأييد مى فرمايد.

بالاخره بنا به سفارش ايشان با كمك بعضى از افراد خيرخواه ـ كثّر اللّه امثالهم ـ مكانى براى اين منظور خريدارى گرديد و بنده در معيّت ايشان از محل بازديد كردم، مكان بسيار وسيع و مناسبى بود كه مشغول آماده سازى و قفسه بندى آن بودند و به زودى با انتقال كتابها، كتابخانه مجلّلى مهيّا خواهد شد.

 ساده زيستى و روحيّه بالاى معظم له

يكى ديگر از ويژگيهاى اين مرد وارسته از زخارف و مظاهر فريبنده دنيوى، زهد و ساده زيستى ايشان بود كه زبانزد خاص و عام است و با اينكه هر ماه حداقل ميليونها تومان به دست مباركشان مى رسيد ولى همه را در مصارف مقرّره شرعيه و شهريه طلاب حوزه صرف نموده و از حداقل امكانات براى معيشت و ساده ترين زندگى از لحاظ مسكن، براى خود و وابستگان استفاده مى نمودند. مؤيّد اين معنا اينكه محلّ نشيمن معظم له در اندرون منزل عبارت است از اطاقى محقّر، فرشى مندرس، يك قفسه كتاب، يك تخت خواب و يك كمد لباس و همان طور كه ظواهر امر نشان مى دهد و هر بيننده اى را تحت تأثير قرار مى دهد، شايد اين اطاق و راهرو مرتبط به آن متجاوز از بيست بلكه سى سال است كه گچ كارى و تعمير نشده تا چه رسد به رنگ و نقاشى! و اگر ديوار اطاقهاى بيرونى با الصاق موكت تا حدّى رنگ و رويى دارد ولى بر ديوار اطاقهاى اندرونى به غير از گچ فرسوده اى كه در اثر مرور زمان سياه و برخى از آنها ريخته شده، چيزى ديده نمى شود و تا خود شخص از نزديك وضع موجود را نبيند، توصيف، قاصر از ترسيم واقع در ذهن مخاطب است.

كوتاه سخن اينكه تحمّل چنين مكانى براى افراد عادى هرچند به مدّت يك هفته اگر متعذّر نباشد حداقل متعسّر است و اين مرد الهى متجاوز از بيست سال متمادى شبانه روز (به استثناى زمان ملاقات با افراد) در اين اطاق و اين خانه (كه معلوم نيست اطاقهاى ديگر وضعيتى مطلوب تر از اطاق ايشان داشته باشد) زندگى كرده و به مطالعه كتب علمى و حتّى جرائد عالمى و استماع اخبار و گزارشات و انعكاس استخراجات و استنتاجات و نظريات خود جهت استفاده ديگران، مشغول بوده است و هرگز كوچكترين اظهار خستگى از ايشان ديده نشده است.

حتّى ايشان روزى به اخوى محترمشان فرموده بودند:

«اگر مرا در درّه اى بين دو كوه مرتفع كه فقط آسمان قابل رؤيت باشد قرار دهند ولى كتابهاى مورد نياز در اختيارم باشد، احساس تنهايى و دلتنگى نمى كنم».

و در عين حال به استناد آيه شريفه (فِي بُيُوت اَذِنَ اللّهُ اَنْ تُرْفَعَ...)(3)از همين بيت به ظاهر ساده و در واقع رفيع فرزندانى متديّن، عالم، مؤدّب و متخلّق به اخلاق حسنه به اجتماع تحويل داده اند كه بحمداللّه يكايك اين بزرگواران از لحاظ علمى، فاضل و زحمت كشيده و منشأ آثار و خدمات ارزنده مى باشند كه ضمن روشنى چشم پدر، ملجأ و ملاذى براى ارادتمندان و دوستداران بوده و هستند و خواهند بود. ;ان شاء اللّه تعالى;

البتّه ذكر مكارم و فضايل اخلاقى معظم له در اين مختصر نمى گنجد و ذكر جزئيّات موجب اطاله كلام خواهد شد، لذا به همين مختصر اكتفا مى كنم.

خداوند را سپاس مى گوييم كه...

به يقين فقدان اين مرجع عالى مقام ثلمه و خسارت غيرقابل جبرانى است(4) ولى در مقابل مشيّت الهى جز تسليم و رضامندى چاره اى نيست. اميد است خداوند منّان روح پرفتوح ايشان را در جوار رحمت واسعه خويش، با اجداد طيّبين و طاهرينش محشور بفرمايد.

اگرچه آن بزرگمرد در جمع ارادتمندان حضور ندارند و از بركات وجودى ايشان محروم هستيم ولى به استناد حديث شريف نبوى: (اِذا ماتَ الْمُؤْمِنُ اِنْقَطَعَ عَمَلُهُ اِلاّ مِنْ ثَلاث، صَدَقَة جارِيَة، أَوْ عِلْم يَنْتَفِعُ بِهِ، أَوْ وَلَد صالِح يَدْعُو لَهُ)(5) بحمداللّه هر سه مورد به وجه اتمّ و اكمل در مورد ايشان صادق است. باز هم خداوند سبحان را سپاس مى گوييم كه بعد از ارتحال آن زعيم عظيم الشأن بحمداللّه اخوى معظم ايشان حضرت آيت اللّه العظمى حاج سيد صادق شيرازى (دام عزّه العالى) پاسخگوى نيازهاى دينى و دنيوى مردم بوده و كما كان بيت ايشان به روى مراجعين مفتوح است و مجلس درس معظم له از لحاظ دقّت نظر و بررسى دقيق و عالمانه مطلب و تسلّط بر آراء متقدّمين و نقطه نظرات متأخّرين نسبت به مورد بحث و نحوه ورود و خروج و توضيحات وافى كه در شرح و بسط مطلب ارائه مى فرمايند يكى از پربارترين و قابل استفاده ترين درسهاى حوزه مى باشد. اميد است خداوند متعال وجود مبارك ايشان را از جميع بليّات مصون و محفوظ و ساليان متمادى در كمال صحّت و سلامت مستدام بدارد و روز به روز بر توفيقاتشان در راه خدمت به اسلام و مسلمين بيفزايد. ان شاء اللّه تعالى

و السلام عليكم و رحمة اللّه

27 رجب المرجب 1423 هـ .ق

سيد محمّد صادق الطباطبائى البروجردى


[1]. در داخل چاه براى آب كشيدن ظرفت را با ظرفهاى ديگر مخلوط كن.

[2]. به تكيه يا حسينيّه گفته مى شود.

[3]. در خانه هايى (مانند معابد و مساجد و منازل انبياء و اولياى الهى) خداوند رخصت داده كه آنجا رفعت يابد...، سوره نور: آيه 36.

[4]. قال الامام الصادق(عليه السلام): «اِذاماتَ الْمُؤْمِنُ الْفَقِيه ثَلُمَ فِي الإسْلامِ ثُلْمَةً لا يَسُدُّها شَىء»، «زمانى كه فقيه باايمان ازدنيا برود رخنه اى دراسلام بوجود مى آيدكه هيچ چيزى آن راجبران نمى كند»، اصول كافى: جلد 1، صفحه 38، بحارالانوار: جلد 1، صفحه 220، منية المريد: صفحه 113.

[5]. زمانى كه شخص مؤمن از دنيا برود نامه عمل او بسته مى شود مگر در سه مورد: صدقه اى جارى، دانشى سودمند، يا فرزندى شايسته كه دعاگوى او باشد، مستدرك الوسائل: جلد 12، ص 230، بحارالانوار: جلد 2، ص 22، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد: جلد 20، ص 258.